تاریخ: ۱۶:۵۸ :: ۱۳۹۷/۰۲/۰۷
رضاشاه؛ تاریخ‌کش‌ترین شاه ایران

علی علیزاده/ تحلیل‌گر سیاسی و پژوهشگر فلسفه؛ دانشجوی دکتری فلسفه در دانشگاه میدلسکس انگلیس

مثل بولدوزر بساز بفروشها بود. قلدر. بی ظرافت. از روی حافظه و خوداگاهی تاریخی این مردم عبور کرد. گودبرداری کرد. چهارصد و ‌بیست سال ملت‌سازی بومی ایران مدرن که از زمان صفویه حول مذهب شیعه شکل گرفته بود را ویران کرد و برای توسل به اربابان فرنگیش و برای آنکه ایرانیان خود را بخشی از تاریخ فرنگ بدانند، تاریخ یک شبه جعل شده آریایی را به جایش نصب کرد.

استعمارگرتر از هر اجنبی بود. نهادهای چندصدساله، فرهنگ‌‌‌، پوشش و بافت اجتماعی بومی اینجا را تخریب و با فرنگیش جایگزین کرد. و‌هیج وقت ندانست مدرن شدن وارداتی نیست. مدرن شدن، تغییر و اصلاح روابط درونی این نهادها به دست خود مردم اینجاست. کاش جنازه خودش بود. در آنصورت گوربه‌گور شدنش میتوانست سرنوشت نمادین‌ تاریخ‌کُش‌ترین شاه ایران باشد.

پانوشت اول: تماشای تطهیر یا تقدیس رضای میرپنج در میان بخشی از پشیمانان از انقلاب، رقت‌آور است. این دیگر تجدیدنظرطلبی نیست. مسخ تاریخی است. محصول بمباران تبلیغاتی مهدکودک «من و تو» از یکسو و عدم بحث ازادانه‌ی تاریخ معاصر ایران در فضای رسمی سالهای بعد از انقلاب است. اگر صداوسیما و دستگاه‌های رسمی به جای چسبیدن به تنها و تنها یک روایت از دوره پهلوی، کمی از تنگ نظری فاصله میگرفتند و اجازه میدادند، تاریخ معاصر توسط صداهای متفاوت روایت شود، و قربانیان و مبارزان غیرخودی علیه پهلوی هم سخن بگویند، تعفن پهلوی امروز میبایست دماغمان را کلافه کند چه رسد به اینکه محبوبیت داشته باشد.

پانوشت دوم: اینکه طرفداران پهلوی او را نقطه عطف یا پدر ایران نوین میدانند محصول همین تاریخ‌کُشی رضا پهلوی است. محصول پاره کردن صفحات تاریخ قبل از پهلوی‌ها.