میبدما گزارش می دهد؛ (بازاریابی شبکه ای/2)
تاریخ: ۱۰:۰۵ :: ۱۳۹۷/۰۳/۲۷
چرا “بازاریابی شبکه ای” در شهری مانند “میبد” زودتر به شکست و ناکامی منجر می شود؟

بازاریابی شبکه ای در میبد این روزها در حالی رواج می یابد که نه تنها در کشور بلکه در نقاط دیگر دنیا نیز افراد را به آنچه در ذهن دارند، نمی رساند!

به گزارش میبدما؛ بازاریابی شبکه ای بعد از “شرکت های هرمی” و نتایج تخریبی زیادی که برای اقتصاد کشور و فعالین ان حوزه داشت، توانست در قالبی محجوب تر، مظلوم تر و قانونی تر خود را القا کند و به خاطر عدم برخورد قاطع و کارشناسی با این مدل فعالیت اقتصادی و هویدا نشدن نتایج وخیم ان برای کسانی که دچارش شدند، کماکان در جامعه به مسیر خود ادامه می دهد و متاسفانه هر روز بیشتر از روز قبل، اثرات خود را نشان می دهد.

مبنای این نوع فعالیت اقتصادی بر دیدگاه های الوین تافر، آینده پژوه یهودی استوار است که به اعتقاد برخی توانست با ارائه نظریاتش باعث تغییر بزرگی در روند فعالیت های اقتصادی شود.

حذف هزینه های تبلیغاتی و پیاده کردن ایده فروش مستقیم شاید الفبای این فعالیت اقتصادی باشد که سرمنشاء حرکت انحرافی بزرگی نیز در کشور ما شد که امروزه به آن بازاریابی شبکه ای می گوییم.

در این گزارش، بازاریابی شبکه ای را در چند بخش تحلیل می کنیم:

بخش اول: ماهیت و جوهر فعالیت بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای متولد غرب است، و این را همه انها که به این نوع فعالیت دلبسته شده اند نیز قبول دارند، و کلید واژه اسم به ظاهر بزرگی چون “تافلر” باعث باور پذیری زیادی برای افراد جهت فعالیت در این محور می شود.

مبنای اقتصاد تمدن غرب با رویکردی مادی، اسراف گرا، تبزیری، عدم ملاک بودن حلال و حرام و با رویکرد کمتر کار کن بیشتر کسب درآمد کن، استوار است در حالی که اقتصاد اسلامی دقیقا عکس این موارد می باشد و اصولا محور اقتصاد در اسلام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که سعادت دنیا و آخرت انسان را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

شهید آوینی در کتاب توسعه و تمدن غرب خود، با اشاره ای به تعریف اقتصاد در نگاه غربی می گوید:

«در کتابهای رایج اقتصادی معمولاً اقتصاد اینگونه تعریف شده است: اقتصاد مطالعه ی روش هایی است که انسان برای برآورده ساختن نیازهای نامحدودش با استفاده از منابع محدود به کار می گیرد.
در این تعریف پر روشن است که انسان صرفاً از جنبه ی نیازهای مادی اش مورد نظر قرار گرفته و بنابراین، روش های تأمین نیاز نیز لزوماً محدود به «مقیدات اخلاقی» نیست. با این نگرش بسیار طبیعی است اگر نفع شخصی به مثابه بزرگترین انگیزه ای که بشر را به کار و تلاش وا می دارد انگاشته شود. تعریفی که در اومانیسم از انسان به دست داده می شود، خواه ناخواه سیر تفکر بشر را بدین نقطه خواهد کشاند و تأسیسات مدنی و نهادهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نیز بر مبنای همین تفکر است که شکل می گیرند.»(لینک)

تعارض بازاریابی شبکه ای با اقتصاد اسلامی در اینجا خود را خوب نشان می دهد؛ به نوعی، وقتی شبکه های فعال در این تعریف اقتصادی برای جذب مشتری و سود بیشتر، سعی در مصرف گرا کردن جامعه دارند و “عرضه” را بر “تقاضا” بیشتر می کنند، یعنی مدل اقتصاد مصرف گرا، تبزیری، ریخت و پاشی غربی در برابر اقتصاد قناعت پیشه اسلامی قرار گرفته است.

این موضوع را انکار هم نمی توان کرد، به هر حال فردی که زیر مجموعه یک نفر دیگر قرار می گیرد، به همان میزان بالادستی های خود می خواهد سود ببرد و او نیز برای رسیدن به این سود باید افراد دیگری را درگیر کند و این یعنی همه افراد زیر مجموعه نیز به همین ترتیب خواهان سود زیاد هستند. در نتیجه این زایش شبکه ای، افراد زیادی را درگیر می کند و این افراد نیز به هر حال باید با فروش مستقیم جنس به سود برسند.

بخش دوم: متن فعالیت در بازاریابی شبکه ای(مکانیسم فریب)

فعالین در بازاریابی شبکه ای اصولا با این وعده ها که با زمان کمتر و کار پاره وقت، درآمد سرشاری را نصیب خود کنند، و با دیگر کلید واژه های روانشناسی، به خوبی جذب می شوند و جالبتر اینکه قریب به اتفاق جذب شدگان این محور را افراد متوسط جامعه تشکیل می دهند که سودای کسب درآمدهای رؤیایی و یک شبه را در ذهن پرورش می دهند.

مرحله “جذب” و سپس ایجاد انگیزه برای “تثبیت” در این کلاس ها، به واسطه آموزش های روانشناسی خوبی که به لیدرها داده شده است، یک مکانیسم فریب را تداعی می کند که افراد جذب شده نیز غیر مستقیم این “فریب دهی” را آموزش می بینند.

تجربه افرادی که در کلاس های بازاریابی شبکه ای شرکت کرده اند، نشان می دهد که رقابت های کاذبی نیز در این مسیر به وجود می آید، به این معنا که اگر به عنوان مثال بین دو نفر یکی نسبت به دیگری اجناس بیشتری بخرد و یا زیر مجموعه بیشتری داشته باشد، سود حاصله برای وی بسیار بیشتر خواهد بود و اینگونه با ساختن رقابتی کاذب در بین زیرمجموعه ها، باعث فرو رفتن بیشتر افراد در این باتلاق می شوند.

تجربه بسیاری از شکست خوردگان این محور نیز نشان داده است که عملا افرادی که در بالای هرم فروش قرار دارند، به نوعی می توانند موفقیت را تجربه کنند و اکثریت قریب به اتفاق افراد زیر مجموعه تا یک زمان خاص – که بستگی به جامعه هدف، سبک زندگی مردم جامعه و … دارد- قابلیت ماندن در این فعالیت را دارند و ریزش هرمی به هر حال به سراغ آنها خواهد آمد، حال ممکن است در شهری مانند تهران این ریزش هرمی بعد از دو سال اتفاق بیفتد ولی در میبد به خاطر شرایط متفاوت آن بیشتر از چند ماه نشود.

بخش سوم: برنده واقعی کیست؟

روند شبکه سازی وقتی شروع شد و ادامه یافت، تنها گزینه موفق این جریان کارخانه تولید کننده جنسی می باشد که در رقابت های کاذب افراد زیرمجموعه شبکه ها و همچنین گسترش دامنه هرم های خرید جنس، مداوم و بدون توقف اجناسش به بازار ورود می کند در حالی که دچار هزینه های تبلیغاتی، بیمه کردن کارگران فروشنده، جواب گو به عواقب شکست های افراد و … نمی شود.

افراد زیادی من جمله در همین میبد، دچار عواقب ناراحت کننده این جریان شده اند که متاسفانه با بیان نکردن آن و مسکوت گذاشتن موضوع، باعث روشن نبودن عواقب فعالیت در بازاریابی شبکه ای برای دیگران شده است.

الوین تافر یک گزینه طلایی را به منبع تولید اجناس(مولد- کارخانه) هدیه داده است که هیچ گاه آتش عواقب آن دامنش را نگیرد در حالی که در لایه های پایین این مضحکه اقتصادی، افراد زیادی بیچاره و بدبخت می شوند.

طبق آمارهایی که با یک جستجوی ساده در اینترنت هم قابل مشاهده هستند، نکات قابل توجهی در مورد بازایابی شبکه ای می توان یافت: (لینک و لینک)

شرکت Amway’s: در کشور انگلیس، تنها ۱۰ درصد از بازاریاب‌های این شرکت بزرگ بازاریابی شبکه ای در ایالات متحده و جهان، توانسته‌اند درآمدی داشته باشند و از بین ۳۳ هزار بازاریاب این شرکت، ۰٫۳ درصد از بازاریاب‌ها درآمدی معادل با درآمد معمول و متوسط جامعه داشته‌اند
شرکت Mona Vie’s: فقط یک درصد از بازاریاب‌های این شرکت توانسته‌اند سود دریافت کنند (۲۰۰۷)
بازاریابی شبکه ای در آمریکا: در سال ۱۹۹۸ درآمد سالانه‌ی بیش از ۹۰ درصد از فروشندگان آمریکایی شاغل در شرکت‌های شبکه ای کمتر از سالانه ۵ هزار دلار بود. رقمی بسیار کمتر از کمترین درآمد لازم برای امرار معاش در آمریکا

در سایت های بین المللی آمده است:

تحقیقاتی توسط آژانس‌های نظارت بر مصرف‌کننده به‌طور مستقل، نشان داده بین ۷۰ تا ۷۵ درصد از افراد شرکت‌کننده در بازاریابی شبکه‌ای به درآمدهای بالا نمی‌رسند. (لینک)

با پیگیری های صورت گرفته از حوزه قضایی، حوزه اصناف و … در میبد سه نمونه از شکست خوردگان این محور را می توان به ترتیب زیر نام برد؛

یک کارگر میبدی با فروش دارایی خود و تهیه مبلغی در حدود ۱۴۰ میلیون تومان، از کارخانه بیرون می آید و بعد از مدتی به علت ناکام ماندن در این مسیر، مجبور به فرار از میبد شده و خانواده خود را در بدترین وضعیت ممکن رها می کند.

خانم جوانی که با فروش چند فرش و وسائل زندگی خود، مبلغ ۵ میلیون تومان را در این فعالیت به کار می گیرد و بعد از مدتی و با از دست دادن سرمایه خود به شرکت مورد نظر که دارای مجوز نیز بوده است مراجعه می کند که با برخورد سرد و حتی تند بالادستی های شبکه ای خود مواجه شده و حتی در شکایت از این افراد نیز راه به جایی نمی برد.

خانم جوانی که با ورود به بازاریابی شبکه ای و موفق نشدن برای بازاریابی، زندگی مشترکش دچار عواقب ناخوشایندی می شود که البته در مشاوره های پیش از طلاق، و بیرون آمدن از این مسیر و راه اندازی یک شغل خانگی با دریافت وام، زندگی عادی خود را از سر می گیرند.

و از این قبیل موارد که برای مرحله سوم گزارش های بازاریابی شبکه ای به سراغ یکی از این افراد خواهیم رفت و مصاحبه با ایشان را رسانه ای می کنیم.

بخش چهارم: قابلیت شکست بیشتر در میبد!

بازاریابی شبکه ای در میبد به علت جمعیت محدود و همچنین اکثریت کارگری، در کنار فاکتورهای مهمی چون تمرکز اقتصادی و فروش در یک یا دو خیابان مهم، امروزه نسبت به شهرهای بزرگی چون تهران دچار ناکامی زودرسی نیز می شود.

وقتی یک میبدی برای تهیه اجناس مورد نیاز خود می تواند با طی کردن مسافتی بسیار کوتاه، به تنوع مورد نظر خود دست یاید و پس از خرید نیز جوابگویی برای خرابی یا کم کیفیت بودن جنس خریداری شده داشته باشد، دلیلی ندارد منبع خرید را محدود به تعاریف یک بازاریاب بی تخصص و با محدودیت جنس کند.

این در حالی است که یک بازاریاب در میبد سوای از دغدغه جدی برای فروش اجناسش و کسب درصد سود حاصله در یک محیط محدود، باید به فکر جذب نیروهای زیر مجموعه برای بالابردن دامنه سود دهی شبکه ای نیز بکند، و این به معنای ان است که جمعیت محدود میبد اصولا ظرفیت بالا بردن این تعداد بازاریاب را ندارد و در حدی نیز به ضرر خود فرد منجر می شود زیرا بازار هدفش را با دست خود به رقیب های منتخبش هدیه می کند! که این به معنای جنگیدن برای موفقیت بی چون و چرای یک کارخانه مولد برای رسیدن به سودی اندک است که اصولا بالای ۷۵ درصد بازاریابها دچارش می شوند.

در انتها باید عنوان کرد که بازاریابی شبکه ای یک فعالیت حرام است که هیچ مرجع تقلیدی نیز آن را تایید نکرده و این موضوع سوای از مشکلات جدی میدانی در این نحوه فعالیت اقتصادی که هیچ موفقیتی را نصیب بالای ۸۰ درصد فعالینش نمی کند، و دنیای خوبی را برای آنها نمی سازد، آخرتشان را نیز خراب می کند.(لینک)