تاریخ: ۱۱:۰۲ :: ۱۳۹۷/۰۳/۱۰
چه ماه ماهی …

مرحوم سید جلال یحیی زاده

“الهم لا تجعله اخر العهد من حیاتنا إیاه فان جعلته فاجعلنى مرحوما و تجعلنى محروما”

راستی چه ماه ماهی!؟
چقدر زیبا! چقدر لازم! چقدر مفید! چقدر ارزشمند! چقدر ماه! حیف و صد حیف که این فرصت گرانبها به سرعت گذشت!
هر چند امسال در هیچ موقع و موضعی از این ماه خدا، آن حال خوشی که می خواستم در خود ندیدم ولی یاد ندارم که هیچگاه و در رمضان های مبارک قبلی، این قدر با این ماه مالوف و مانوس شده باشم! رفیق شده بودم، دوستش می داشتم، نمی خواستم از من جدا شود، نمی خواستم از او جدا شوم، سحرهایش را عاشق بودم، هنگام افطارش را می پرستیدم، می خواستمش!
ولی حیف که این قدر زود می گذرد!
خدای من! خدای ماه مبارک رمضان!
خدای بزرگ چه می شد همه سال رمضان باشد! حالا می خواستی قدرش بدانیم ارزشش ببینیم فوقش فقط یک ماه از سال رمضان نمی بود نه آنکه…!
خدایا نمی گویم نمازم را، روزه ام را، نه نه! نماز و روزه چیز دیگری است که من آن را ارائه نکرده ام بل می گویم، نخوردن و نیاشامیدنم! دهان بستنم، خم و راست شدنم را بپذیر!
«یا من یقبل الیسیر» ای خدایی که کم و ناچیز ها را نیز می پذیری و قبول می کنی و امید است که این اعمال ما در این ماه که صورتکی از نماز و روزه داشته است بپذیری!
«یعفو عن الکثیر» ای خدایی که از گناهان زیاد و بزرگ می گذری از خطا های فراوان من که به محاسبه ناید، بگذر! بگذر! تو را به یک صائم واقعی یک قائم حقیقی، فرزند معصوم ام ابیها (س)، اعمال ما را بپذیر از گناهان من درگذر!
به روزه‌های او، به نمازهای او، به رکوع و سجود او، به قیام و قعود او، به صوم و صلاه او، به عرفان او، به پاکی او، به عصمت او، بگذر! و آبروی ما را به آن وجیه و آبرومند بزرگ درگاهت حفظ فرما!

امین یا رب العالمین