اختصاصی/ گفتگوی خواندنی میبدما با سید ناصر امامی؛
تاریخ: ۸:۴۳ :: ۱۳۹۷/۰۱/۰۷
کم کاری مسئولین در حوزه هنرهای نمایشی بسیار عادی شده/ پزهای آوانگاردی و اِفه های هنری باعث دور شدن هنرمندان تئاتر از مردم شده است/ متاسفانه برخورد خوبی با “انجمن نمایش میبد” نشده است

امروز 7 فروردین، 27 مارس، مصادف با روز جهانی تئاتر می باشد که در ایران به اسم روز هنرهای نمایشی نامگذاری شده است.

به گزارش میبدما، به مناسبت این روز به سراغ آقای سید ناصر امامی، یکی از با سابقه ترین هنرمندان و فعالین میبدی این حوزه در استان یزد رفته ایم که گفتگوی ایشان با خبرنگار میبدما را در ادامه می خوانید.

 

لطفا خودتان را معرفی و کمی از سابقه فعالیت های هنری خود بگویید؟

پیش از معرفی اجازه بدهید سال نو را تبریک بگویم، و امیدوارم امسال برعکس سال های قبل که از طرف مسئولین، توجهی به نام گذاری سال نمی شد، با دخیل شدن مردم در اجرای صریح شعار سال، شاهد تغییرات جدی در حوزه اقتصادی باشیم، زیرا مردم نشان داده اند که همیشه از مسئولین در اطاعت فرامین رهبری پیشروتر هستند.

سید ناصر امامی میبدی، و متولد ۱۳۴۶ در میبد هستم. در سال ۶۴ کاردانی امور هنری قبول شدم و از آن زمان تاکنون سابقه تدریس و تحصیل همزمان دارم. کارشناسی سینما در دانشگاه هنر تهران، در رشته کارگردانی؛ کارشناسی ارشد تئاتر در دانشکده هنر و معماری دانشگاه ازاد تهران در رشته کارگردانی نمایش و سال قبل نیز دوره دکترای حرفه ای مدیریت عالی کسب و کار را در یزد گذراندم.

و در حوزه فعالیت هنری نیز شاید در حدود ۷۰ الی ۸۰ نمایش و در شاخه های مختلفی مانند کارگردانی، نویسندگی، طراحی صحنه و بازیگری و … کار کرده ام.

در دوران دانش اموزی و دانشجویی، جشنواره های مختلف استانی و منطقه ای، جشنواره بین المللی فجر و کشوری بسیج هنرمندان و… نیز کارهایی انجام داده ام، و البته جوایز خوبی نیز در رشته های مختلف کسب شده است، و در حوزه نمایش مردمی نیز با کار “یاس کبود” چند سالی برای مردم اجرا داشتیم که شاید از بهترین اجراهای ما، همراه با استقبال خوب مردم بوده است.

مسئولیت هایی هم داشتم، مانند استاد دانشگاه، ریاست دو دوره شورای شهرمیبد، مشاور هنری استاندار یزد، فرماندار خاتم، رئیس حوزه هنری استان یزد، و اخیرا هم علاوه برتدریس، رئیس انجمن نمایش میبد هستم که متاسفانه در مورد آخری باید بگویم بعد از چند ماه از انتصاب به این سمت، حکم بنده داده شد و حتی هیچ همکاری و حمایتی نیز از مسئولین مربوطه مثل ارشاد از ما نشده و هنوز نتوانستیم کار اساسی را در این محور شروع کنیم.

 

در کدام مناطق کشور تاکنون اجرا داشته اید؟

جشنواره های مختلفی را در جای جای کشور شرکت کرده ایم، در تهران هم زیاد اجرا داشتیم، مثلاً با نمایش “آی بچه ها کمک کمک” در سال ۶۹ در جاهای مختلف تهران حدود ۶۰ اجرا داشتیم، حتی در همان سال نیز متن این نمایش توسط حوزه هنری و همینطور مرکز هنرهای نمایشی کشور منتشر شد و با استقبال بسیارخوبی همراه بود، و حتی مطلعم که حداقل در هفتاد شهر کشور نیز این نمایشنامه توسط گروه های مختلف اجرا شده است.

و با نمایش های مختلف در جشنواره فجر در تهران، منطقه ای کرمان، گرگان، رشت، بندرعباس، چابکسر و قائمشهر و… اجرا داشتیم، در شهرستان های استان یزد نیز در موقعیت های مختلف و با دعوت هایی که انجام می گرفت، کارهایمان را ارائه می دادیم.

 

انتخاب موضوعات برای تئاترهای شما چطور صورت می گیرد؟

در اوایل و در زمان دفاع مقدس اصولا موضوعات با حال و هوای ان روزها سازگار بود، بعد از آن نیز موضوعات متنوع اجتماعی و انتقادی و مذهبی کار شده و سعی می کردیم آثارمان مکان شمول و زمان شمول نباشند تا برد کار بیشتر شود و بتوانیم در مکان ها و زمان های بیشتری اجرا داشته باشیم.

 

عدم استقبال از تئاتر و هنرهای نمایشی در بین مردم ما چه علتی دارد؟

بر عکس تصور خود هنرمندان تئانر که علت را مسئولین می دانند من علت را خود هنرمندان تئاتر می دانم، البته مسئولین طبق معمول در این حوزه کم کار هستند، مخصوصا در حوزه هنر و فرهنگ که نه اصولا تجربه و سواد آن را دارند و نه دوست می دارند که کاری کنند، خیلی هم از این قشر انتظار کمک نمی توان داشت، همین که مانع اجرای کار خوب نشوند خودش خیلی خوب است.

به نظرم هنرمندان تئاتر که خودم نیز به نوعی شامل می شوم، نرفتیم دنبال موضوعاتی که مورد پسند مردم قرار گیرد. البته منظورم موضوعاتی نمی باشد که عامه مردم را با سطحی نازل سرگرم می کند، بلکه منظور کارهای موثر و فاخری است که شأن هنرمند نیز در انها رعایت شود.

باید ذائقه مردم را ساخت، قطعا اگر مردم کار خوب را ببینند، دنبال محصول هنری نازل مانند موسیقی بد، تئاتر بد، نمایشگاه بد و … نمی روند، در این محور فرهنگ سازی نیاز است و با چند ماه و یکی دو سال هم نمی توان این فرهنگ سازی را انجام داد و نیاز به کار بلند مدت دارد.

۴۰ سال است از انقلاب گذشته و سوای اوایل انقلاب و زمان جنگ که کارهای مردمی، حتی در حسینیه ها و مساجد با همان امکانات کم ولی عمیق و از صمیم قلب اجرا می شد، دیگر مسیر حرکت تئاتر به سمت خوبی نرفته است و مرتب نزول کرده است.
به هر حال افتادن بسیاری از هنرمندان در ورطه روشنفکربازی و افه های هنری و پزهای اوانگاردی باعث شده تماشاچی ارتباط خوبی با این هنر برقرار نکند، ما سطح ذائقه مردم را بالا نیاوردیم، و باری به هر جهت برگزار شدن تئاترهای جشنواره ای نیز به آن کمک کرده است. تماشاگر ان نمایش های جشنواره ای نیز خود هنرمندان هستند و طبیعتا جزء تماشاگر خاص به حساب می آیند و نه تماشاگر مردمی، زمینه برای اجرای عمومی اثار نیز کمتر فراهم می شود که ان نیز به مسولین بر می گردد.

 

شاید مطالبه گری اثر خوب نمایشی نیز در مردم وجود ندارد؟

این مطالبه گری باید از طریق خود هنرمندان صورت بگیرد، ما نمی توانیم از مردم با این همه مشکلات در زندگی انتظار مطالبه گری فرهنگی و هنری در این سطح را داشته باشیم، در سبد کالای خانواده خرید کتاب و دیدن نمایش و فیلم خوب قرار ندارد، و اصولا در اولویت های بعدی است و موارد زیادی هست که در زندگی مردم از درجه اهمیت بیشتری برخوردار باشد.

اوردن تئاتر بین مردم و در حسینیه ها و مساجد و حتی بعد از نماز جمعه ها، در بازار و حاشیه راهپیمایی‌ها و … به صورت رایگان، و حتی تئاترهای خیابانی، می توانند باعث آشتی مردم با این هنر شود، که البته، حمایت از هنرمندان حتما باید در دستور کار مسئولین این حوزه قرار گیرد.

حتی مردم به نوعی با حقوق خودشان در این زمینه آشنا نیستند، حقوق مردم دیدن و تماشای کار خوب و اثر فاخر است، و از آن طرف هم چیزهایی به خورد مردم می دهند که حق نیست و کاذب است و از مردم می خواهند آن را نیز مطالبه کنند…

 

مثل کنسرت؟

من با کنسرت مخالف نیستم، با اینکه کنسرت مسئله اول کشور شود مخالفم، و به نظرم از راه های دیگر نیز می توان نیازهای ذوقی و روحی مردم را تامین کنیم و ضمن اینکه موسیقی محلی و بومی و سنتی ما انقدر غنا دارد که نیاز به واردات سبک ها و موسیقی های مبتذل و غربی نیست.

مطلبی از حضرت آقا خواندم قریب به این مضمون که فرمودند: «حتی در غرب هم موسیقی هایی وجود دارد که ارزش دارد انسان بلیط بگیرد و ببیند»، مسلماً آثار کلاسیک بتهون و باخ و … و موسیقی باارزش وجود دارد و وقتی ما آثار ارزشمند را به مردم ارائه نمی دهیم، مطمئنا مردم نیز به این سمت حرکت نمی کنند، رفع این نیاز نه تنها در موسیقی بلکه در سینما و تئاتر هم اتفاق نیفتاده است.

آنقدر در این حوزه به انحراف رفته ایم که مثلا سر فیلم به وقت شام حاتمی کیا متاسفانه آدم فکر می کند در فرانسه فیلم ساخته شده است، ایشان با صراحت و ناراحتی در مقابل موج مخالفینش گفت من فیلمساز نظامم؛ ولی در اصل بایدحداقل ۹۹ درصد فیلم ها ارزشمند و در راستای اهداف نظام باشد و فیلم ضد ارزشی در حداقل باشد، ولی می بینیم که آنقدر از ارزشها منحرف شده ایم که حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز فیلم ارزشی را بایکوت می کنند و به تمسخر می کشند.

طبیعتا این اتفاق در تئاتر فجر هم می افتد، این باعث شده هنرمند نیز برای گرفتن جایزه خود را به مدل های روشنفکری شبیه می کند؛ از تیپ و قیافه گرفته تا محصولی که تولید می کند.

متاسفانه در تئاتر زیاد اتفاق می افتد که طرف هنوز هیچ کار ارزشمندی نکرده، فکر می کند استاد شده، دو تا نمایش ندیده خود را پیشکسوت می داند، و فکر می کند هر چه قیافه اش عجیب و غریبتر باشد هنرمند تر است، در حالی که به اینها نیست. و این انحراف از مسیر اصلی، ریشه در ۲۰ الی ۳۰ سال گذشته دارد و روندی متوقف کننده هم نداشته و این حرکت هنوز هم به انحراف می رود.

به نظر شما چرا تئاتر در کشور ما به سمت محصولات سخیف و مبتذل رو آورده است، که بارها اتفاق می افتد که خبر اجرای این نمایش ها رسانه ای می شود؟

به نظرم دو دلیل دارد، یکی سواد پایین بعضاً هنرمندان تئاتر است که نمی توانند کار جدی و خوبی تولید کنند، که به سمت این کارها می روند، و متاسفانه ابتذال و گناه جذابیت بیشتری از ثواب دارد و حداقل لذت های ظاهری و انی آن زیاد است. این در هنر تئاتر نیز هست، وقتی هنرمند نمی تواند با کار عمیق و موثر مخاطب بگیرد، به سراغ این کارها می رود تا بتواند مخاطب بگیرد و خودش هم نمی داند که هنر را در مسلخ جذب تماشاگر ذبح می کند.

علت دوم نیز بحث کسب درامد است و نیاز هنرمند به مسائل مالی، طبیعتا هنرمند وقتی برای جذب درآمد هنر نمایشی مبتذل را دارای استقبال بیشتری ببیند، برای کار موثر و خوب انرژی نمی گذارد و با آثارسطحی و نازل و سخیف سعی در جذب مخاطب و کسب درآمد دارد.

این نیاز مالی اگر توسط متولیان فرهنگی رفع شود و مطالبه گری کار خوب نیز بشود، مردم نیز سراغ کار بد نمی روند و طبیعتا کارها نیز از دچار ابتذال نمی شوند.

 

تئاتر چقدر در تربیت اجتماع موثر است؟

بسیار می تواند موثر باشد، شاید بهترین هنری که می تواند در تربیت افراد موثر باشد تئاتر است.

 

حتی بیشتر از سینما؟
بله، به خاطر زنده بودن و در لحظه اتفاق افتادنش، و چون تماشاچی می تواند به راحتی همذات پنداری کرده و خود را جای اشخاص بازی بگذارد. یک عکس یک فیلم شاید برد وسیعی از حیث جذب مخاطب داشته باشد، اما چون در لحظه تولید نشده و زنده نیست، اثرش به گای تئاتر نمی رسد؛ تنها هنر زنده، تئاتر است و تاثیر گذاری آن خیلی زیاد و دائمی تر است. البته به خاطر هزینه بر بودن از لحاظ زمانی و انرژی که گذاشته می شود، تولیدش نیز سخت تر است.

 

اجراهای خنده بازاری که به صورت مناسبتی در شهر اجرا می شود، چه ارتباطی با تئاتر دارد؟ سوای از کیفیت کارها می گویم؟

ان کارها را نمی توان به صورت دربست رد کرد، باید دید هدف از اجرا چیست؟ اگر فقط موضوعیت اجرا سرگرمی است و همین دو ساعت را ببینیم، در همان حد، ان کار ممکن است ارزش داشته باشد. البته فکر میکنم ارزش عمر و وقت مردم و زمان و هزینه ای که صرف آماده کردن آن نمایش می شود، انقدر مهم است که ما باید بیشتر به فکر مسئولیت این اتلاف عمر در پیشگاه خدا باشیم.

البته ممکن است کارهای معمولی، موجب اشتی مردم با تئاتر شود، به شرط اینکه ذائقه مخاطب را نیز خراب نکند، اگر برنامه این باشد که مردم با تئاتر اشنا شوند، خوب است ولی اگر قرار است که همین کارها، دائمی و هدف باشند و دچار تکرار و یا حتی افت کیفیت شوند، بهتر است این روند متوقف شود.

 

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

ما در گروه تئاتر آئینه که تقریبا از سال ۶۶ شروع به کار کرده هنوز هم به همین نام فعالیم، و البته افراد زیادی نیز در این مدت امده و رفته اند. اخیراً چند کار برای اجرا داریم، که روزی روزگاری شام، لوطیان مرد رند، دوست ممد و… از آن جمله بوده است.

تئاتر دوست ممد درجشنواره کشوری بسیج هنرمندان کشور اجرا شد که باید گله خودم را از مسئولین، مثل ارشاد، سپاه، رسانه ها و همه نهادهای مرتبط داشته باشم که هیچ کمکی نکردند تا این کار اجرای عمومی شود، و حتی در مرکز استان نیز ۶ اجرا را با دردسر فراوان و گرفتاری زیاد روی صحنه بردیم. این نمایش در مورد مدافعین حرم و مبارزه با داعش بود و در زمانی روی صحنه رفته بود که هنوز حلب و موصل آزاد نشده بود، و در اوج درگیریها با داعش قرار داشتیم متاسفانه عدم حمایت ها موجب سرخوردگی هنرمندان این حوزه نیز می شود.

کارهای دیگر هم کارهای معمولی بودند و سطوح بالایی نداشته، ولی کار شده اند؛ دو نمایش جدید هم داریم که توسط نوجوانان و نونهالان گروه اماده اجرا شده و مدتی است دنبال مجوز برای اجرای آنها هستیم که امیدواریم در فروردین به صحنه بروند، که همین جا هم دعوت می کنم که مردم حضور یابند و با حضورشان موجب قوت قلب هنرمندان نوجوان و نونهال گروه تئاتر آیینه شوند.

 

در مورد گروه هایی که به میبد دعوت شده اند، مانند گروه سفیر که در دانشکده علوم قرانی اجرا داشت، نظرتان چیست؟

معتقدم حمایت از این کارها خوب است، هنرمندان ما با تماشای این کارهای ارزنده، سطح خود را می سنجند، و چیزهای خوبی هم یاد می گیرند. ولی اگر این روش استمرار داشته باشد و هنرمند بومی نیز در کنارش حمایت نشود خوب نیست، قطعا همین امر می تواند برای ما اتفاق بیفتد که نمایش های خودمان را در میبد اجرا کنیم و استقبال شود و به شهرهای دیگر دعوت شویم و کار خوب ارائه دهیم.

 

خاطره خوبی از یکی از اجراهایتان بگویید؟

خاطرات فراوانی در این عرصه دارم ولی به نظرم زیباترین خاطره ای که دارم مربوط به بعد از یکی از اجراهای نمایش یاس کبود بود، شب شهادت حضرت زهرا(س) در امامزاده سید صدر الدین قنبر اجرا داشتیم، که تقریبا همه جمعیت همراه با عوامل اجرا و هنرمندان ما روی صحنه گریه می کردند، و من این را کمتر دیده بودم، چون هنرمند به خاطر تمرین و اجرای زیاد مانند مردم نباید مورد تاثیر باشد، اما این اتفاق افتاد و حتی تاثیر آن بعد از مراسم هم ادامه داشت.

دقیقا یادم هست که همسر مرحومه ام جمله ای گفت که هرگز فراموش نمی کنم؛ ایشان گفتند که اگر قرار باشد کار هنری موجب رستگاری شما شود، قطعا همین اجرا و کاری است که برای حضرت زهرا(س) داشتید.

 

و صحبت پایانی؟

به نظرم مسئولین باید بپذیرند که تئاتر یک ابزار قدرتمند هنری است و دشمن به قول اقا در حال تهاجم فرهنگی با ابزار هنر است، شاید دشمن پس از جنگ تحمیلی بر علیه ما چند گلوله بیشتر شلیک نکرده باشد اما در محور فرهنگی با بمباران فرهنگی مواجهیم.

بیاییم حالا دیگر دست از سر شعار و بازی های سیاسی برداریم که در دولت های مختلف نیز بوده است، با این بازی های سیاسی آرمان ها و ارزش هایمان بیشتر ضربه می خورند؛ باید از ابزار هنر برای ارتقا و پیشبرد اهداف انقلاب استفاده کرد.

البته بگذارند هنرمند کارش را بکند، باید زمینه این کار را فراهم کنند که کار انجام شود، وقتی مسئولی خودش از هنر سر در نمی اورد، باید با زمینه سازی درست، کار را به کاربلدهای فرهنگی بسپارد.

 

ممنون که وقت شریفتان را در اختیارمان قرار دادید.