اختصاصی میبدما/ گفتگوی خواندنی با دانشجوی ایرانی در ایتالیا؛
حجاب کامل دختر دانشجوی ایرانی در دانشگاه ایتالیا/ حجاب برتر در قلب مسیحیت جهان به روایت رقیه حقانی

حکایت این گزارش، حکایت جالب و در عین حال خوشحال کننده ای است که در قلب مسیحیت کاتولیک جهان، ایتالیا، در جریان است. حکایت دختر دانشجوی ایرانی که در دانشگاه تِرنتوی ایتالیا در حال تحصیل است.

در روزگاری که حجاب کامل اسلامی در میان نسل دختران و زنان جوان جامعه ما کمرنگ تر از همیشه شده است، و بهانه ها و توجیه های زیادی برای فرار از حجاب- و نه فقط چادر- وجود دارد، وجود دارند ستاره هایی که خداوند درخشش آنها را در ظلمت جهان امروز مخفی نمی کند.

حکایت این گزارش، حکایت جالب و در عین حال خوشحال کننده ای است که در قلب مسیحیت کاتولیک جهان، ایتالیا، در جریان است. حکایت دختر دانشجوی ایرانی که در دانشگاه تِرنتوی ایتالیا در حال تحصیل است.

به گزارش میبدما؛ با رایزنی و مساعدت جناب آقای دکتر ابوالفضل امامی، روحانی مرکز شیعیان رم، فرصتی دست داد تا با یکی از نخبگان علمی و مذهبی کشورمان در کشور ایتالیا، گفتگویی انجام دهیم.

خانم رقیه حقانی، دانشجوی دانشگاه تِرنتوی ایتالیا، در گفتگو با “میبدما” از حجاب برتر و پوشش چادر خود در قلب مسیحیت کاتولیک جهان می گوید:

لطفا خودتان را معرفی و از فعالیت های درسی خود بگویید؟

رقیه حقانی و اهل کرج هستم. تحصیلاتم در دبیرستان ریاضی فیزیک بود و در رشته برق دانشگاه آزاد اسلامی کرج قبول شدم، و گرایش الکترونیک خواندم. برای ارشد هم یک دانشگاه را انتخاب کردم که در شهر “تِرنتو” در ایتالیا می باشد و اکنون در مهندسی مکاترونیک گرایش روباتیک و الکترونیک در این شهر در حال تحصیلم.

چه شد که برای ادامه تحصیل راهی ایتالیا شدید؟

قبل از کارشناسی به خارج از کشور حتی فکر هم نمی کردم. بعد از قبولی، یکی از بستگان که خارج از کشور زندگی می کرد، پیشنهاد داد برای کارشناسی به ایتالیا بروم، در ایتالیا نیز در مورد برخی از دانشگاه ها تحقیق کردم که شرایط هر کدام به نوعی به من نخورد، و فقط “ترنتو” را اتنخاب کردم.

در مورد زندگی خارج از کشور هیچ پیش زمینه فکری داشتید؟

هیچ پیش زمینه فکری در مورد زندگی در خارج نداشتم، در مورد ایتالیا نیز هیچ پیش زمینه فکری نداشتم. در مورد صنعتشان فقط می دانستم هفتمین کشور صنعتی دنیا می باشد و در محور ورزش نیز فوتبال و والیبال خوبی دارد و در مباحث اثار باستانی نیز نمود تبلیغاتی قابل توجهی دارد.

البته اینکه این قدر در مورد اثار باستانی ان تبلیغات می کنند، باید بگویم نسبت به مشاهدات خودم، معماری شهری اینجا بسیار ساده هست و تقریبا فرم خاصی ندارد. مثل ایران نماسازی خاصی ندارند. ولی به محیط طبیعی خودشان بسیار می رسند. البته در برخی از مکان ها معماری باستانی دارند، ولی در اکثر جاها به گرد پای ما هم نمی رسند.

محیط آنجا از لحاظ مذهبی و دینی چگونه است؟

البته غیر از مکان تحصیلی خود جای دیگری نرفته ام چون به خاطر مشغله تحصیلی، زیاد وقتش را نداشته ام. باید گفت؛ دین غالب انها که مسیحیت است و با نگاهی به واتیکان که به نوعی مرکز رهبری کاتولیک ها نیز می باشد این موضوع را به خوبی می توان فهمید.

مردم محل تحصیل شما چگونه رفتار و اخلاقی دارند؟

مردم آنها نیز مهربان و خونگرمند ولی متاسفانه سواد خبری و رسانه ای خوبی ندارند و حتی چیز زیادی در مورد اسلام هم نمی دانند، با اینکه مسلمان نیز کم ندارند، البته اکثر مسلمانان اینجا سنی مذهب هستند، جالب هست که بدانید حتی سنی های اینجا معنویت خوبی ندارند، باید بگویم سطح معنویت مردم سنی مذهب کشور خودمان بسیار بالاتر و متفاوت تر از مردم سنی مذهب اینجاست.

سبک زندگی آنها البته خیلی روی قانون و اصول است. هر چیزی ساعت و زمان خود را دارد. از نظام اداری بسیار خوب و قوی نیز بهره می برند.

دلایل قانون مندی و نظم آنها به نظرتان چیست؟

اینجا جریمه کردن و اعمال قانون به صورت جدی، موجب نظم بیشتری نسبت به ما هست. مثلا یک بار زباله ای را به جای انداختن در سطل مخصوص خودش که سبز پررنگ که برای زباله قابل بازیافت بود، به سطل سبز روشنرتر که مخصوص زباله های غیر قابل بازیافت بود، انداختم، ماهی یکبار بازرسی اتاق داریم که متوجه این موضوع شده بودند و برای من ایمیل ارسال شد، که تفکیک زباله نکردید و در صورت تکرار ۵۰ یورو جریمه می شوید، حال با این میزان جریمه که پرداختش برای من بسیار سخت است، مسلما بیشتر حواسم را جمع می کنم. و این موضوع در کل این جامعه اعمال می شود. البته در ایران شاید نتوان اینگونه برخورد کرد، ولی قانونمندی و نظم اینجا را دوست دارم در ایران هم ببینم.

در ایتالیا ماندگار خواهید بود؟

اینجا برایم جذابیتی ندارد و اصلا اینگونه نیست این جا را برای همیشه تحمل کنم، آمده ام که برای موفقیتم تلاش کنم و بعد از اتمام تحصیلات قطعا به ایران بر می گردم.

آنچه به خاطرش وقتتان را گرفتیم، موضوع حجاب خودتان است، که با حجاب کامل در این جامعه زندگی می کنید، یعنی یک پوشش خاص برای جامعه ای خاص، رفتارها با شما چگونه است؟

باید بگویم اصولا برخورد دیگران با من، برخوردی از سر تعجب و البته بعد از فهمیدن اصل موضوع، بازخوردی خوشحال کننده است. من اصولا از چادر عربی استفاده می کنم که البته برای حمل کوله‌پشتی دانشگاه، بسیار مناسب است و وقتی نیازی به کوله پشتی نداشته باشم از چادر قجری استفاده می کنم که دامن‌دار و در عین حجاب کامل راحت هم هست.

به عنوان مثال وقتی به فروشگاه پاکستانی ها برای خرید می روم فکر می کنند من عرب هستم، چون به نوعی حجابم به آن ها شبیه‌ام کرده است. وقتی می گویم ایرانی هستم متعجب و خوشحال می شوند، چون آنجا ایرانی ها را به حجاب اینجوری نمی شناسند.

شروع چادری شدن شما از کجا بوده؟

خانواده مذهبی داریم و همه اقوام تقریبا محجبه و چادری هستند ولی من دائما چادری نبودم. مثلا در دوران راهنمایی دو سال چادری بودم، دبیرستان یک سال چادری بودم و در دانشگاه از سال آخر چادری شدم و آن را نگه داشتم و نیاز دیدم این چادر را داشته باشم و عهد کردم که دیگر زمین نگذارم. البته هر سال که چادری هم نبودم دهه اول محرم را چادر سر می کردم. در آخر به خود گفتم که اگر قرار است چادری باشم، ادامه بدهم…

خانواده برخوردی نداشتند؟

همیشه انتخاب خودم بوده و خانواده اجباری نداشتند. البته وقتی چادر داشتم به من حتی تبریک می گفتند و اخلاقشان فرق می کرد؛ مثلا خاله ام به من تبریک می گفت.

دیدگاه شما نسبت به حجاب چگونه است؟

دیدگاهم نسبت به حجاب این است که مانع اصلی فروپاشی خانواده‌ها می شود، البته نه تنها زنان، بلکه مردان نیز باید حدود حجاب را رعایت کنند، که مسلماً منظورم همه مدل های حجاب از حجاب چشم و تن گرفته تا حجاب رفتار است، آنچه برای من خیلی واقعی و ملموس هست، حجاب تن است که پوشش برخی از زنان و مردان واقعا باعث تاسف است.

در مورد حجاب خودم نیز، باعث حس امنیتم شده است و وقتی در جمع هستم و یا در خیابان و فروشگاه و … راه می روم، حریمی برایم ساخته که موجب رعایت از طرف دیگران هم می شود.

دیدگاه شما درباره دین نسبت به زمانی که به ایتالیا نرفته بودید، تفاوتی کرده است؟

بله، در این مدت که اینجا هستم نگاهم به دین کمی تفاوت پیدا کرده است، به نوعی حس می کنم بیشتر به خدا نزدیکتر شده ام، تنها زندگی کردن شاید یکی از دلایل مهم آن باشد، حس می کنم به ایران که بر می گردم انگار چیزهایی را از دست می دهم.

بی بند و باری زنان و دختران آنجا شما را آزار نمی دهد؟

زندگی بی بند و باری مردم اینجا، جزء جدایی ناپذیر سبک زندگی انهاست، ولی باور کنید وقتی به ایران می آیم بیشتر تاسف می خورم، که چرا برخی از جوانان ما این قدر نسبت به دین بی انگیزگی دارند، و اینکه کشور اسلامی با محیطی امن و مهیا برای رسیدن به خدا چرا مورد استفاده درست برخی قرار نمی گیرد.

آزادی زنان آنجا نسبت به زنان ما چگونه است؟

به نظرم زن های ایرانی بسیار آزادتر از زن های اینجا هستند و حتی سوای از حجاب داشتن یا نداشتن، زن ایرانی را مثل شعارهایی که می دهیم، واقعا آزاد می دانم. اینجا نه ذهنشان ازاد است و نه جسمشان، آزادی روان اینجا وجود ندارد و اصولا می توان اینگونه گفت که مسابقه برای دیده شدن حرف اول را می زند، برای همین نیز سن ازدواج اینجا بسیار بالاست و فرد وقتی سراغ زندگی مشترک می رود که لذت جویی خود را در جامعه تمام کرده باشد.

در برخورد با زنان آنجا سوالی در مورد پوشش شما می کنند؟

بله، اتفاق می افتد و بیشتر سوالات آنها در این محور است که؛ در تابستان با این لباس گرم نیست؟ یا اینکه اهل کجا هستم؟ کنجکاو می شوند که این لباس، لباس سنتی مکانی خاص است یا خیر؟ ولی در گفتگویی که اتفاق می افتد تعجب می کنند که این لباس یک پوشش و حجابی هست که ریشه در اعتقاد دارد، حتی اتفاق افتاده که باور نمی کردند این موضوع از ریشه اعتقادی نشئت گرفته  باشد.

اکثرا کسانی که مسن تر هستند و سنت های پیشین جامعه مسیحیت؛ که در آن حفظ حجاب موج میزده و همه زنان پیراهن های بلند و کاملی می پوشیدند و مذهبی تر ها حتی روسری داشتند، را فراموش نکرده اند، فکر میکنند من راهبه ام و از اینکه در جوانی راهبگی را انتخاب کرده ام، خوشحال و متعجب می شوند.

یکی از ایرادهایی که برخی در داخل ایران می گیرند این است که حجاب را محدودیتی برای فعالیت اجتماعی زن می دانند، شما در ایتالیا که طبیعتاً حجاب باید بیش از ایران محدودیت داشته باشد، دچار آن هستید؟

حجاب مانعی برای پیشرفت نیست، اصلا؛ یک نمونه اینکه من اینجا در حال تحصیل هستم و از دید بسیاری آمدنم به اینجا پیشرفت خوبی هست؛ برای برخی آمدن به اینجا یعنی کنار گذاشتن حجاب، ولی خود من کسی هستم که با حجاب و بدون محدودیت در همه حوزه های تحصیلی ام ورود دارم. البته ممکن است در برخی از موارد به نظر بیاید دست و پا گیر باشد، برای همین با پوشیدن چادر عربی به راحتی می توانم کوله پشتی با خودم بردارم و در موارد دیگر هم مدل های متنوع چادر گره گشاست.

توصیه شما به کسانی که نگاه مناسبی به حجاب ندارند چیست؟

به نظرم باید در مورد حجاب تحقیق کنند و بیشتر بدانند. این موضوع را اصلا سلیقه ای و احساسی نگاه نکنند. وجود این نوع پوشش و تاکیدات دین اسلام، را به نظرم نمی توان با یک حرف احساسی که می خواهم آزاد باشم، کنار گذاشت. باید در مورد فلسفه آن فکر کنند و به راحتی آن را نفی نکنند.

آزادی نیز تعبیر متفاوتی از آنچه برخی فقط آزادی از لباس و پوشش می دانند، است. حس امنیت و آرامشی که در حجاب هست نیز سوای امنیتی که نصیب زن می کند مورد توجه است.

و توصیه شما به محجبه ها چیست؟

توصیه ام به محجبه ها هم این است که بدانند این حجاب چیست. محجبه ها هم باید درست فکر کنند. اینکه با زور تحملش کنند و یا با هفت قلم آرایش چادری باشند که درست نیست. کسی که حجاب را انتخاب کرده باید بداند خیلی وسوسه های شیطانی می آید سراغش. مثلا توجیه های خود را یادم می آید؛ و وقتی قوی چادر را انتخاب کنند کمتر اذیت می شوند. باید با باور قلبی این چادر را انتخاب کنیم و پای آن هم با ایستیم.

الگوی شما در زندگی کیست؟

نمی توانم بگویم یک نفر الگوی من است. مخصوصا در حجاب، برای من حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(س) یا حضرت معصومه(س) ابنها الگوی دینی ما برای حجابند، برای ادم معتقد به نظرم اولین الگوها پیامبر و اهلبیت هستند و این راجع به تمام مسلمانان صدق می کند چه قوی باشند چه ضعیف. به هر حال غیر از این خاندان نمی توانند الگوی خوبی باشند. باید برای الگو داشتن، دنبال کاملترین ها باشیم که خدا این راه را برای ما به واسطه اهلبیت نشان داده است. هر کجا زندگی کنیم در هر جای دنیا به هر حال صدای هدایت و تلنگر خدا به انسان می رسد، و اگر این را بفهمد و لبیک بگوید زرنگی کرده وگرنه بعدا تاسف می خورد.

تلاش کردید که این نوع پوشش بین شما و دوستان غیر مسلمان و اروپایی‌تان فاصله نیندازد؟

نه تنها سعی می کنم رابطه خوبی با دوستانم داشته باشم، بلکه تلاش می کنم اداب اخلاقی و اجتماعی را به عنوان یک نماینده مسلمان ایرانی و با حجاب، خوب رعایت کنم، تا اولاً اسم اسلام با رفتار من لکه دار نشود و بعد به عنوان کوچکترین عضو جامعه ایرانی، کشورم را سربلند کنم.

من حتی تمام قوانین راهنمایی رانندگی هم سعی میکنم رعایت کنم تا کسی نباشم که در لباس اسلام حتی یک چراغ قرمز را رد میکند، و حواسم کاملا جمع است که یک مسلمان محجبه به عنوان یک بی فرهنگ نامیده نشود.

حتی اتفاق افتاده که دوستانم مرا دعوت کرده اند به کلوپ شبانه برویم؛ حتی به عنوان تماشاچی هم حاضر نشدم به آنجا بروم و عذرخواهی محترمانه کردم، با خودم فکر می کنم که نباید با حضور در این مکان ها ارزش حجاب رو پایین بیاورم؛ در کل فقط از خدا میخوام که کمکم کند تا ابروی چادری که سرم هست را نگه دارم.

 

و سخن پایانی؟

من در جامعه ای هستم که زنان اصولا ارزشی جز بدنشان ندارند و در جامعه مورد وزن‌کشی جنسی قرار می گیرند، ایران خودمان به این معضل زیاد دچار نیست چون راهش هنوز کاملا به خطا نرفته است و حیا و عفاف هنوز رنگ دارد، و زنان با حجاب در قالب انسانیت و شخصیت خودشان مورد احترام قرار می گیرند.

این را شخصاً در این جامعه کاملا متفاوت می توانم به راحتی حس کنم که حجاب چه نعمت بزرگی برای من و امثال من است.

ممنون که با این فرصت اندک، وقتتان را در اختیارمان گذاشتید. از اینکه این مصاحبه به واسطه ارتباط مجازی طولانی مدت شد، از شما پوزش می خواهیم.

نظرات کاربران (۱)

  1. سرباز ۱۰۰۱

    واقعا باعث افتخار است که امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا چنین سربازانی دارد….
    دلمان گرم و امیدمان به آینده و جوانان بیش تر شد.
    خدا خانم رقیه حقانی را حفظ نماید و در راهی که قدم گذاشته اند مستدام و ثابت قدم فرماید.
    ان شاءالله.