اختصاصی میبدما؛
تاریخ: ۸:۰۲ :: ۱۳۹۷/۰۳/۱۳
گفتگوی خواندنی با بانوی شاعر “میبدی” که در محضر رهبر انقلاب، شعر خواند

شاعره میبدی، در دیدار جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان با رهبر معظم انقلاب اسلامی، به شعر خوانی پرداخت.

به گزارش میبدما؛ یکی از شاعران پای ثابت جلسات نیمه ماه مبارک رمضان و شب میلاد امام حسن مجتبی(ع)، شاعر میبدی استاد زکریا اخلاقی بود، اما در دیدار اخیر شاعران برجسته کشوری با رهبری انقلاب، یک میبدی دیگر نیز دعوت و به شعرخوانی پرداخت.

گفتگوی میبدما با این بانوی شاعر میبدی را در ادامه می خوانید:

 

*لطفا خودتان را معرفی کنید و از سابقه تحصیلی خود بگویید؟

فائزه زرافشان هستم. متولد ۶۵/۸/۸ . دوره ی دبیرستان در رشته ی معارف اسلامی تحصیل کردم . دارای مدرک کارشناسی در رشته ی فلسفه از دانشگاه تهران، و مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه ی تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت معلم تهران هستم.

 

*از چه زمانی به شعر علاقمند شدید؟

گرایش به شعر از دوران کودکی با من بود و رفته رفته بیشتر ظهور و بروز کرد. از سال اول دبیرستان، با شرکت در جلسات ادبی انجمن اسلامی میبد با حضور استاد زکریا اخلاقی و جناب آقای میری و راهنمایی های ایشان، این علاقه در مسیر صحیحش به جریان افتاد.

 

*شاعران مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟ از شاعران جدید به شعر کدام بیشتر علاقمند هستید؟

از گذشتگان شعرهای حافظ را دوست دارم و از معاصرین قیصر امین پور، سید حسن حسینی و علیرضا قزوه؛ و دیگر شاعرانی که اشعارشان بسیار برایم درخشان است، فاضل نظری، حمیدرضا برقعی، عالیه مهرابی، محمد حسین ملکیان و محمد زارعی …

 

*نظر خانواده شما در مورد گرایش شما به شعر و شاعری چیست؟

الحمدلله فضای خانواده و اطرافیان بنده، فضای تشویق گری است. از این جمع بیش از همه، پدر و مادر بزگوارم بیشترین اشتیاق را نسبت به شعر دارند.

 

*در مورد چه موضوعاتی و در چه قالب هایی شعر می گویید؟

بیشتر مذهبی و آئینی؛ اشعار آزاد و عاشقانه ای هم سروده ام. تلاشم این است که در مورد موضوعات مهم روز هم اگر توفیق باشد قلم بزنم. به شعر کودک و نوجوان هم علاقه دارم و سعی می کنم قالب های مختلف را تجربه کنم، چارپاره، رباعی و …؛ ولی همیشه غزل برایم جایگاه درخشان تری دارد.

 

*کتابی از اشعار شما به چاپ رسیده است؟

از سال ها پیش حوزه هنری یزد مجموعه شعری از غزل های آئینی ام را در دست چاپ دارد، ولی هنوز منتشر نشده است.

 

*برای رسیدن به مراسم دیدار شاعران با رهبر انقلاب و خواندن شعر در این مراسم چه مراحلی را طی کردید؟

تقریبا از نیمه ی ماه شعبان باید چند شعر زبده را به حوزه هنری تهران ایمیل بزنیم. اشعار توسط ۸ نفر از اساتید شعر داوری می شود. عده ای برای حضور در مراسم دیدار دعوت می شوند و حدود سی نفر برای شعرخوانی انتخاب می شوند؛ شعر بنده هم همین مراحل را طی کرد و به فضل خدا مورد تایید اساتید قرار گرفت.

 

*از حال و هوای این مراسم بگویید؟

تمام اهمیت و نورانیت این مجلس به یمن وجود رهبر است. به قدری رهبر در به خاطر سپردن اشعار، نقدهای کلی و جزئی دقیق و ارائه ی سریع جابگزین های مناسب برای واژه ها و مصرع ها، مهارت و سرعت و دقت دارند، که انسان فکر می کند ایشان تمام عمرشان را فقط به مسئله ی شعر پرداخته اند. این از جامعیت شخصیت ایشان است در حوزه های دیگر هم که وارد شوند مخاطبینشان فکر می کنند که ایشان فقط روی این مسئله عمر گذاشته اند.

 

*از حواشی خاص این جلسه چیزی نظر شما را جلب نکرد؟

از حوزه ی هنری که سوار اتوبوس ها شدیم تا به بیت رهبری برویم باران شروع شد. بیت بسیار سرسبز و باطراوت بود و باران تمام فضا را معطر کرده بود . نماز در زیر آسمان و کنار درختان باران خورده به امامت رهبر واقعا نماز دیگری بود.

هنوز خانم ها موفق نشده بودند رهبر را از نزدیک ببینند. وقتی در محل شعر خوانی مستقر شدیم رهبر وارد شدند و از مقابل تمام شاعران عبور کردند و آنجا از نزدیک ایشان را دیدیم و سلام و علیک کردیم؛ نگاه به چهره ی ایشان، آرامش عجیبی را در قلبمان جاری کرد که دعا می کنم نصیب همه ی آرزومندان دیدارش بشود. بیتی را که در آن روزها مدام بر ذهن و زبانم جاری می شد، در آن لحظه به عینه می دیدم:

آیه ی روشن لبخند تو و عطر اذان
چه مبارک رمضانی بشود این رمضان

*شعری که در محضر ایشان خوانید چه شعری بود؟

از بین اشعاری که فرستاده بودم، اساتید، غزلی را که در استقبال از مطروحه ی رهبر بود، انتخاب کردند. رهبر انقلاب در پاسخ به درخواست شاعران مذهبی‌سُرا، در دیدار سال ۱۳۹۵، این «مطروحه‌» را بیان فرمودند تا شاعران آن را کامل کنند. این دو بیت پیش از این در متن یادداشت‌ ایشان بر کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» (خاطرات سردار جانباز میرزا محمد سُلگی) منتشر شده بود. مطروحه ی رهبر این دو بیت بوده است:

“درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم
لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم

هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران
که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من هم … “

غزل بنده در استقبال از این مطروحه بود، به این شرح :

دلم می‌خواست باشم راهی دشت جنون من هم
گل سرخی کنار لاله‌های واژگون من هم

بگو نام مرا در زمره‌ی عشاق بنویسند
که خوردم خون دل‌ها بیستون در بیستون من هم

چه شد عطر تنت؟ پیراهنت را بادها بردند
رهایم کن که شیون سر دهم در سووشون من هم

هلا چاووش خوانان در غم گل نوحه خوان باشید
که امشب خون ببارم با نوای ارغنون من هم

پس از کوچ غم انگیز تو هر شب خلوتی دارم
میان خیمه انا الیه راجعون من هم

 

*برای سال های بعد ان شاءالله درصدد شرکت کردن در این مراسم هستید؟

علیرغم میل باطنی ام می خواهم فرصت برای حضور دیگر شاعران جوان فراهم شود و آن ها که مثل خودم سال ها در صف انتظار بودند به آرزویشان برسند. خیلی سخت است ولی به قول دوست شاعرم ، “طیبه عباسی” :

زمین هم دوست دارد در کنار آسمان باشد
ولی تنها به یک دیدار از دور اکتفا کرده

 

*این مراسم چه تاثیری بر خود شما داشت؟

وقتی شعرخوانی بعضی از شاعران را دیدم که با قرائت شعر قوی و عالی خود سطح جلسه را بالاتر می بردند مصمم شدم که برای بهتر سرودن تلاشم را مضاعف کنم. همچنین دیدم که چقدر موضوعات مهم و مغفول هست که جا دارد با شعر به آن ها پرداخته شود.

*نظر شما درباره مقام معظم رهبری به علت این میزان توجه ایشان به شعر و ادبیات چیست؟

هنر و شعر نمایشگاه بروز اندیشه هاست. نعمتی بالاتر از تنفس در جامعه ای نیست که رهبرش متعالی ترین اندیشه ها را دارد، هم خودش اهل شعر و هنر است و هم تا این حد به مقوله ی هنر بالاخص شعر که زبان بیان اندیشه هاست بها می دهد.
وقتی شنیدم شاعران لبنانی پیش از اقامه ی نماز با گریه ی فراوان اشعاری عربی را در مدح رهبر خدمتشان قرائت کردند احساس کردم دیگران از اهمیت این نعمت بیشتر باخبرند.

ان شاءالله قدردان این نعمت باشیم .

 

*و صحبت پایانی یک شاعر ایینی؟

در پایان، از خدا می خواهم که به تک تک ما توفیق دهد که در این دوران انتظار و در شمارش معکوس های منتهی به ظهور ، با آنچه از علم و هنر و مهارت که در چنته داریم به یاری اماممان برخیزیم.

ان تنصروالله ینصرکم

 

*با ارزوی موفقیت های روز افزون برای شما