تاریخ: ۶:۳۱ :: ۱۳۹۷/۰۳/۰۸
طنز/ نسل ما و ماقبل‌ما؛ و کتاب …

غلامحسین علوی/ علی اباد ما

گهگاه سری به کتابخانه مرکزی میبد می زنم و کتابی برای مطالعه می گیرم؛ هر چند مطالعه این روزها وضعیت خوبی بین مردم ما نداره، که البته قبلا هم همین وضعیت بوده، کما اینکه الان بدتر هم شده، یعنی قبلا اگه به یکی می گفتی چرا مطالعه نمی کنی؟ می گفت: کتاب گرونه! می گفتی: خوب برو عضو کتاب خونه بشو که پول هم خرج نکنی، می گفت: وقت ندارم، حالا هی سوال بپرس، اون یه جوری می پیچوند که؛ آره، کتاب نخونی گناهیه که باید یه جوری از ارتکاب به اون خودم رو مبرا کنم!

ولی الانه خیلی فرق کرده؛ به طرف می گی چرا مطالعه نمی کنی؟ میگه: برو بابا دلت خوشه، وسط این گرونی و بدبختی و از خروس‌خون تا شغال‌خون کار کردن و برجام هم که به نتیجه نرسیده و … دیگه کتاب خوندن رو کجای دلم بذارم؟! و در همین چند ثانیه اول، بی برو برگرد فیتیله کتابخونی رو می پیچونه و خداحافظ بلند !!!

ولی باور کنیم همه مشکلات رو که نه؛ اکثر مشکلات مردم ما به واسطه به روز نبودن مطالعاتشون ایجاد شده؛ کما اینکه اصلا عقب افتادگی هم در کار نبوده که بخواهیم به روز بودنش رو مطرح کنیم! یعنی اصلا نبوده که بخواهیم مقایسه کنیم !

یه کتابخونه عظیم کنار ماست که کتابهاش با همه مشکلات در به روز رسانی و … بازم قابل خوندنه و داره خاک می خوره، نسل امروز دیگه به نظرم خورشید کتابخونیش لب بومه، آب کتابخونی از سرش گذشته و خودش هم آب پاکی رو روی دستمون ریخته که؛ توی من نونی نیست و هر چی هزینه کنید، برنامه های ناقصتون برای آشتی من با کتاب به نتیجه نمیرسه، بریم فکری به حال نسل بعدی بکنیم که کتاب‌نخون‌تر از این نسل نشه!!!

نسل ما، و ماقبل ما، وقتی بچه بود، اصلا توان نشستن نداشت و سینه در و دیوار بالا می رفت؛ انقلاب پیروز کرده، ۸ سال جنگیده و دنیا رو ترکونده و تا اومده به خودش بیاد دیگه رمق و حوصله اش از دست رفته؛ ولی نسل الانه که اصولا حس و حال راه رفتن هم نداره و حتی یه قبض ساده برق که ما براش دو ساعت توی صف می ایستادیم رو با یه انگشت شصت و تاچ موبایل پرداخت می کنه، الانه آروم و ساکت نشسته و داره توی گوشی موبایلش دنبال خرج کردن طلای وقتش می گرده؛ این نسل رو شاید بشه راحت تر کتابخون کرد؛ پس به نظرم اینقدرها هم نباید نا امید بود !!!