- امیرحسین زارعی
همیشه هنگامی که اوضاع آشفته فرهنگی در شهرهای بزرگ بخصوص تهران را از نزدیک می دیدم، غصه ای سنگین تمام وجودم را فرامی گرفت که چرا این دختران و زنان چنین بی پروا و آشکار در پایتخت کشور اسلامی مان به اصالت های دینی و ملی دهن کجی می کنند و کسی به آن ها کاری ندارد. هنگامی که جلوه گری های آنان را با جانفشانی های شهدا و خانواده های ایثارگران در ذهنم مرور می کردم از خود می پرسیدم برخی مسئولان هم در بی حیایی دست کمی از این خودنمایان بی هویت ندارند.
البته طبیعی است که نمی توان و نبایدهمه بدحجابان را به یک چوب راند؛ چه این که بسیاری از آنان به ویژه در شهرهای بزرگ اگر چه طینت پاکی دارند اما به علت محرومیت از قرارگرفتن در خانواده و محیط مناسب زندگی ناخواسته وضع ظاهرشان چنین بی هویت شده و خود از واقعیت ماجرا خبری ندارند.
همچنین هنگامی که صفحه حوادث روزنامه ها را می خواندم و هر از گاه عکس های حلق آویز شده متجاوزان به عنف را در شهرهای بزرگ می دیدم یا متلاشی شدن خانواده ای در اثر ارتباط نامشروع و یا کشتن و آتش زدن همسر به دست همسر ناخلفش به دلیل ارتباط خارج از چارچوب و موارد متعدد مشابه را می خواندم و می شنیدم، بیش از هر چیز اهمیت رعایت حجاب و حد ومرز شرعی – و لااقل عرفی- در روابط بین زن و مرد نامحرم در ذهنم تداعی میشد و خدای بزرگ را شاکر بودم که علیرغم اوضاع فاجعه بار در پایتخت، در شهر عزیزمان میبد زنان و دختران ریشه دار، نمونه ای از حجاب و حیا هستند و لقمه پدران و شیر مادران این خطه فرهنگی و افتخارآمیز به گونه ای نیست که دختران و پسرانی بی حیا و لوده پرورش دهد. اما متاسفانه چند سالی است که اوضاع فرهنگی شهرمان میبد نیز با شتابی تامل برانگیز به سمت ناکجاآباد می رود و اگر مسئولان مربوطه نخواهند چشمهای خویش را گشوده و پنبه از گوش درآورند دیرزمانی نخواهد گذشت که دیگر کار از کار گذشته باشد و بسیاری از فرزندان همین آب و خاک بخصوص در سال های آتی و نسل های اینده در باتلاق گمراهی و ابتذال فرو رفته باشند.
خودباختگی و سهل انگاری های برخی مسئولان شهرمان در این مقوله حساس مطلبی نیست که بتوان آن را پنهان کرد و یا با لطایف الحیلی بر واقعیت ها “ماست افشانی” کرد! نمونه بسیار کوچک و دم دستی آن اوضاع ناگوار در نمایشگاه توزیع موادغذایی و پوشاک در ورزشگاه شهرک شهدا است. در آن نمایشگاه به راحتی می توانید دختران بزک کرده با آرایش های غلیظ و بسیار از دور از شان میبد را به عنوان غرفه دار و فروشنده مشاهده کرد. در صورتی که دستکم در چنین نمایشگاه ها و مراسمی که متولی آن نهادهای دولتی هستند، به آسانی آب خوردن می توان مانع این گونه قبح شکنی ها شد.
البته شاید به دید برخی خود کم بینان جوزده که زرق و برق ظاهری زندگی مثلا تهران نشینان چشم و گوششان را کور کرده، این مقولات کم اهمیت و پرداختن به آن مغایر با روشنفکری(!) باشد، اما باید توجه داشت که در پس این زرق وبرق پوشالی باید دود ناشی از آتش گرفتن خرمن عفاف و حیای خانواده ها را به نظاره نشست؛ خانواده هایی که دخترانشان به آسانی گوهر عفت از دست داده اند و پسرانشان در اثر انحراف و … سر به چوبه دار سپرده اند و مرد و زن بی حیایی که در اثر جلوه گری و سپس ارتباط خیابانی و … همسر خود را زنده زنده به آتش کشیده اند تا بتوانند با دوست خیابانیشان ازدواج کنند و … .
باید به متصدیان شهرمان صمیمانه گوشزد کنیم که ای عزیزان! زودتر بدون واهمه از هیاهوها و با تکیه بر فرهنگ غنی و افتخارآمیز شهرمان کاری کنید کارستان که توده های مردم متدین شهر حامیانتان خواهند بود.
ای سلیم آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد نتوان بست به پیل

البته دوستان مسئول، اول باید به بخشنامه هایی که ادارات آنها را ملزم به رعایت قانون حجاب کارمندان زن می کند، عمل کنند…
ولی مثل اینکه نه تنها عمل نکردند، کم کم دیگران را در منور الفکر بودن خویش دخیل می کنند!!!
من خو فک کنم اگه چن سال دگه آمار برخی مسائل نامشروع تو شهرون یهو رفت بالا نباسن اصلن تجب کنیم چون از همین حالا بعضی چیزگای ناخش ددره خودش یواش یواشک نشون مده