اختصاصی/ گفتگوی خواندنی میبدما با یک کارگر اخراجی؛
تاریخ: ۱۳:۱۸ :: ۱۳۹۷/۰۲/۰۹
بعد از ۱۲ سال کار، بدون داشتن حتی یک مشکل انضباطی، اخراج شدم!

روز اول ماه مه میلادی مصادف با 11 اردیبهشت، روز جهانی کار و کارگر نامگذاری شده است.

به گزارش میبدما، این روز در میبد نیز به علت وجود جمع کثیری از کارگران برای ما اهمیت بیشتری می یابد و به همین علت در این گزارش به یکی از حواشی تلخ زندگی جامعه کارگری در قالب مصاحبه با “یک کارگر اخراجی” می پردازیم.

آقای “کاف” کارگر میبدی یکی از کارخانه های کاشی در میبد بوده است که اخراج وی به علت مسائل اخلاقی و انضباطی نبوده، و بعد از ۱۲ سال کار از شرکت اخراج شده است.

این مصاحبه می تواند نمونه ای کوچک از پیدا و پنهان شرایط کارگری در میبد باشد، که البته استثنائاتی نیز وجود دارد که با روند گفته شده متفاوت هستند، ولی حرف هایی می باشد که یک کارفرما باید بشنود!

متن مصاحبه را در ادامه مطالعه فرمایید:

 

لطا از خودتان بگویید؟

متولد ۶۴ هستم و از سال ۸۲ از کار آزاد به کارخانه کاشی رفتم و البته بیشتر به خاطر صحبت های دوستانم بود که می گفتند بیمه و مزایا دارد…

 

شروع کار در چه قسمتی از کارخانه بودید؟

هنوز کارخانه راه نیفتاده بود و به نوعی در حال گذراندن شرایط قبل از مونتاژ دستگاه ها بود، ولی از همان اول هر کاری توانستم برای کارخانه کردم، یعنی از چاه کندن برای کارخانه که به نوعی باید پیمانکار این کار را می کرد و تخصصش برای ما نبود، تا بتن ریزی و شفته کردن و بنایی و …

 

و بعد از آن؟

حدود ۱۲ سالی که آنجا کار کردم و حدود ۵ مدیرعامل، ۶ مدیر کارخانه و همین تعداد مدیر تولید را تجربه کردم در قسمت های مختلف کارخانه کار کردم، البته به خاطر اینکه می خواستم به مراحل بالای مدیریتی برسم تا بتوانم جدا از محور کاری، موضوعات فرهنگی و اخلاقی نیز در محیط کاری پشتیبانی کنم، سعی می کردم مراحل پیشرفت را مورد توجه قرار دهم.

 

مدیریت بر مبنای کاری و فرهنگی؟

دوست داشتم تاثیرگذار باشم تا کارگر کارخانه جدا از بحث کاری از لحاظ رفتاری و اخلاقی و فرهنگی نیز تغییر کند و به جایی برسد که با ایجاد حسن نیت کارگران را در مورد ارائه کار خوب نیز تشویق کنم.

 

از لحاظ کاری پس کمی و کاستی در کارتان نبود؟

در اخرین مرحله کاری مسئول قسمت یکی از واحدهای دو شیفت بودم که با برنامه ریزی درست دو شیفت را به تک شیفت تبدیل کردم و با وعده هایی که مدیریت برای تامین کارگران ان قسمت داد، تک شیفت شدیم و در محور برقی و اصطلاک دستگاه ها و … نیز بسیار صرفه جویی صورت گرفت

 

و چطور شد که اخراج شدید؟

خودم هم البته نفهمیدم که چطور شد که یک روز صبح دم درب نگهبانی گفتند کارت شما برداشته شده و اخراج هستید!

 

کم کاری کرده بودید؟

در مورد اخراجم بحث سیاسی انگار دخالت داشت، من تعجب می کنم که چرا اعتقاد شخصی و نظر من که البته برایم محترم است، و دوست دارم دیگران هم این حق را برایم قائل باشند، باید به نوعی در اخراجم دخالت داشته باشد، و حس می کنم ین رفتار نشئت گرفته از مدیران سیاسی کشور هم بود که به نوعی تاثیرش در رده های پایین تر نیز اینگونه نشان می داد.

 

پیگیر نشدید؟

چرا، مدیر اداری که حکم اخراجم را داد، به ایشان گفتم لطفا پرونده بنده را ببیند، که آیا یک مورد انضباطی در پرونده من وجود دارد؟! و حتی در رایزنی با مدیرانی که برای آنها کارهای زیادی انجام داده بودم و حتی بیرون از کارخانه نیز زمینه سازی برخی از فعالیت های فرهنگی را برایشان رقم زده بودم، پا در میانی نکردند.

 

کارخانه ها از لحاظ فرهنگی در چه حالی هستند؟

متاسفانه از نظر فرهنگی در حد صفر هم کار نمی شود، کارفرما در کوچکترین حد توان هم کاری نمی کند و کارگر زیر مجموعه نیز به جایی رسیده است که اگر بگویی سه شیفت کار کن این کار را می کند ولی اگر یک مورد کوچک کار فرهنگی دعوت شوند جواب مثبت نمی دهند، چون حمایتی صورت نمی گیرد و حرکت های صورت گرفته توسط خود بچه ها نیز خوب پشتیبانی نمی شود!

ضعف بزرگ برخی از مدیران هم این است که نمی دانند چگونه مدیریت کنند، برخی را که خودم نیز برخورد داشتم، با تفرقه انداختن می خواهند مجموعه را کنترل کنند در حالی که بارها دیده ام به نتیجه مطلوب نیز نمی رسند. اصلا روی مدیریت بر قلب و دل کارگر کار نمی شود و حتی اگر هم توان کمک به کارگر را ندارند، در حد صحبت هم این کار را نکردند.

در حالی که اگر مدیر برای کارگر خود به عنوان انسان یک حساب باز کند و سعی کند با رفتاری درست قلب و دل کارگر خود را جلب کند، مسلما شعور این کارگر هم در حدی هست که بازخورد منفی ندهد و کارش را نیز به نحو احسنت انجام دهد، البته وقتی دم از حمایت از کارگر می زنیم سریع تعبیر به حمایت مالی نشود در حالی که معضلات جامعه کارگری فقط این نیست، بلکه عدم رعایت جایگاه و شأن اجتماعی‌ش نیز هست.

 

به نظر شما فشار های روحی و روانی ایجاد شده در محیط کارخانه – حال به هر علتی- چقدر در زندگی کارگران تاثیر دارد؟

در مورد برخورد ها و اثر در کارگران من با افراد زیادی در کارخانه نیز هم‌صحبت شدم و در این مورد بارها شنیده ام که درگیری های خانه را به نوعی مرتبط با فشار روحی در کارخانه می دانند.

مثلا با کارگرانی صحبت کرده ام که به خاطر نگاه نامناسب و رفتار بدی که با آنها در کارخانه شده بود، با همسرانشان دعوا کرده بودند. و این اتفاق البته زیاد می افتد، چون فشار روحی در ان محیط روح و روان انسان را درگیر می کند و طبیعتا در محیط خانه نیز به مراتب اثراتش بیشتر نشان داده می شود؛ و یا همین شیفت شب که فشار روحی زیادی نیز وارد می کند که اگر مثلا در خانه نیز به دلایلی فرد نتواند استراحت کند، بدتر می شود، در حالی که اگر مدیران و کارفرما این را درک کنند و با احتساب این موضوعات برخورد بهتری داشته باشند و حتی بیشتر، بتوانند گاهی کاری نیز برای آنها انجام دهند، این مشکلات به حد زیادی کم می شود.

 

هیچ وقت شد که کار فرهنگی برای تغییر شرایط کارخانه انجام دهید؟

بله، اتفاقا همیشه به این فکر بودیم و در برخی محورها هم کار صورت می گرفت، مثلا یک بار با همکاری یکی از کارگران، یک هفته‌نامه طراحی و چاپ کردیم و برای مدیر خود بردیم که ایشان هم اجازه انتشار را داد، نشریه بعدی که طراحی کردیم و با شوق و ذوق برای مدیر بردیم، با دیدن ان گفت برای چه امدی؟ گفتم برای تایید محتوای این شماره، که با رفتاری بسیار تحقیر امیز گفت برو این مسخره بازی ها را تمام کن و به کارت برس، باور کنید انجا به وضوح در خودم شکستم و خار و خفیف شدم!

 

و کارهای دیگر؟

از دیگر کارهایمان راه انداختن یک جلسه هفتگی قرائت قران و دورهمی بود که خیلی خوب شروع شد ولی باز هم به خاطر مسائلی به حاشیه رفت و خلوت شد؛ یا کوهنوردی هفتگی راه انداختیم که روحیه بچه های کارگر را بتوانیم عوض کنیم و جالب اینکه روابط بهتری نیز شکل گرفته بود؛ حتی در روند کیفیت و تولید نیز اثراتش را ما دیدیم، البته ما این را به فال نیک زدیم ولی مدیریت ان را فراز و نشیب تولیدی تعبیر کرد.

 

در مورد امنیت شغلی کارگران نظرت چیست؟

به نظرم واقعا وجود ندارد

 

آیا شما هم قراردادهای مرسوم ده پانزده روزه را تجربه کردید؟

خودم قرارداد زیر سه ماه نداشتم به خاطر شرایط و جایگاهم، ولی ۱۵ روزه و ۱۰ روزه زیاد دیده ام…

 

علت بستن قراردادهای کوتاه مدت به نظرت چه می تواند باشد؟ در حالی که به هر حال برای کاری که باید بیست یا سی سال طول بکشد، قرارداد ۱۵ روزه تا دو سه ماهه زیاد فاصله ای به حساب نمی اید؟

به نظرم قراردادهای امروز ابزار تهدید و ابزار سلطه بیشتر را برای برخی از کارفرماها فراهم می کند، باور کنید زمان های امضای قرارداد نیز موج ان در سالن تولید خوب حس می شد که بین کارگران نیز رد و بدل می شد، و این احساس که اگر قرارداد بعدی امضا نشد چه کنم؟

به نوعی این قرارداد این تذکر را می داد که به فکر اخراج باش، یا روی مرز اخراج هستی! و خود این موضوع بسیار موجب مضطرب شدن جو کارخانه می شد…

خود من البته با اینکه این دغدغه را نداشتم، اخراج شدم، حسی که بعد اخراج داشتم این بود که ناگهانی دچار تنش شدم که چه کنم و چطور زندگی خود را با زن و دو بچه اداره کنم؟ که به لطف خدا هر روزم بهتر از روز قبل شد و شرایطم از لحاظ روحی نیز بسیار بهتر شد.

 

اداره کار برای شما کاری نکرد؟ مراجعه نکردید؟

باور کنید اصلا ادرسش را بلد نبودم اگر هم بودم نمی رفتم، چون اصلا خوشم هم نمی امد و برایم اصلا زشت بود که چر اخراج شدم، و اصولا مدتی هم در شوک این اخراج بودم، و برایم این موضوع که بعد از ۱۲ سال کار بدون مشکل و تخلف، اینگونه از کار بیکار شدم، خیلی سنگین بود.

 

در مورد میزان دستمزد کارگران چه نظری داری؟

به نظرم اگر کارگری کمتر هم حقوق می گیرد ولی خیالش از لحاظ امنیت شغلی اسوده باشد، هنوز راضی است ولی مشکل این است که جدا از مشکلات مالی، موضوع امنیت شغلی هم اضافه می شود؛ کارگران به خوبی این احساس ترس از شروع سوار شدن به سرویس تا رسیدن به دستگاه کارتخوان در نگهبانی را دارند که ایا اخراج شده اند یا خیر! و این اثر روانی بسیار زیادی در نحوه تعامل کارگر با خانواده اش، اجتماع، اطرافیان و … دارد و بدتر اینکه کارفرما و مدیریت این را درک نمی کنند یا شاید نمی خواهند بپذیرند که این موضوع چقدر اهمیت دارد.

 

چه صحبتی با کارگران داری؟

به نظرم سعی کنند خودشان باشند، و زیر سلطه کسی نباشند، و بندگی خدا را فدای ترس از دیگران نکنند، در محیط کاری خود بدون افراط و تفریط تلاش خود را انجام دهند، و ترس از اخراج و … را به خود راه ندهند، اگر با خدا معامله کنند، تنها نمی شوند…

 

و صحبت شما با کارفرما و مدیران؟

خواهشی که دارم، تمنا می کنم که واقعا ذره ای، کارگران را درک کنند، نمی خواهم بگویم همه چیز را فدای مشکل کارگر کنند، بلکه می شود به عنوان انسان رفتار بهتری با انها داشته باشند و حتی در زمینه حقوقی هم می شود اگر حقوق بالا نمی رود، با پاداش کم که برای انها بسیار زیاد است انها را پشتیبانی کنند.

و اینکه می خواند با زور و قراردادهای کوتاه مدیریت کنند، کار درستی نیست، با رفاقت و دوستی و انسان دانستن کارگران، می توانند مشکل را رفع کنند و در این محور هم کارگر تامین می شود و هم انها به نتیجه بهتری می رسند.

 

نظرات کاربران (۱)

  1. علی

    با سلام و عرض تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه و همچنین روز کارگر به تمتم کارگران عزیز
    و اما بعد در مطلب بالا در سیاه نمایی محیط کارگری بسیار غلو شده که به برخی از انان اشاره می کنم بنده خود کارگر یکی از کارخانجات کاشی بوده و بارها در مسابقات فوتسال کارگری شرکت کرده و نمونه اش هم چند روز ÷یش پایان یافت. خودم و ۳ برادرم در کارخانه های کاشی مختلف کار کرده و بعد از نزدیک به میانگین ۱۵ سال سابقه کار همه در اجتماع داراری احترام هستیم وهم در کارخانه چرا که در هر کاری که مشغول به کار هستیم خدا را در نظر گرفته و با وجدان کار می کنیم. نمی گویم که همه کارخانجات گل و بلبل است ولی اگر کارگری مشغول کار خود بوده و وظیفه خود را انجام دهد هیچ کاررفرمایی نمی خواهد که کارگر خوبش را اخراج کند چرا که کارگر خوب سرمایه اصلی کارخانه است. در مورد عدم اطلاع از ادرس اداره کار نیز برای کسی که ۱۲ سال سابقه کار دارد و سرشیفت و سوپر وایزر و.. بوده برای بنده جای تعجب دارد.یاد پدرم به خیر که می گفت اگر کار ر هم شدی سعی کن بهترین باشی و کلا در هر شغلی ادم باید منتهی سعی و کوشش خودرا بکند.در سالی که بنا به فرموده رهبری سال حمایت از تولید ملی نمگذاری شده بار اصلی به دوش ما کارگران است که تمام همت وتلاش خودرا برای تولید کالای با کیفیت به کار بندیم. شرمنده اگر پرحرفی شد.