گفتگوی اختصاصی میبدما با قهرمان تنیس روی میز؛
تاریخ: ۱۳:۴۲ :: ۱۳۹۶/۰۸/۰۳
مهدی معصومی: به زودی مغازه ساندویچی باز می کنم/ به خاطر مشکلات مالی مجبورم تنیس را رها کنم

یکی از چهره های قهرمانی کشوری ما در ورزش تنیس روی میز، که از امیدهای کسب مدال در مسابقات جهانی نیز هست، این روزها از کنار گذاشتن ورزش حرفه ای سخن می گوید.

به گزارش میبدما؛ هر چند این موضوع در کشور ما بی نظیر نیست و قبلا هم اتفاق افتاده است که قهرمانان ما مجبور به باز کردن فلافل فروشی و یا دست فروشی کنار خیابان شده اند، ولی وقتی یک چهره در شهری که از لحاظ امکانات مالی و اقتصادی در رتبه خوبی نیز هست به این مشکلات دچار می شود، باید هم به حال این فرصت سوزی ها و نخبه کشی ها فکری کرد.

گفتگوی ما با یکی از قهرمانان جهانی تنیس روی میز را در ادامه می خوانید:

لطفا خودتان را معرفی کنید و از زندگی خود بگویید؟

مهدی معصومی هستم متولد ۱۳۶۷ در میبد؛ فوق لیسانس نقاشی دارم و در برخی از جاها تدریس می کنم. ازدواج کرده ام و صاحب یک فرزند هستم.

 

معلولیت شما تصادفی بود یا اینکه مادرزادی هست؟

معلولیت من ناشی از حادثه ای هست که در زمان بارداری برای مادرم اتفاق افتاده است. البته برادر دو قلوی بنده شرایط جسمانی خوبی دارد و سالم هستند.

 

معلولیت کی برای شما مسئله شد و حس کردید باید با محدودیت های آن مبارزه کنید؟

معلولیت برای من هیچ گاه مشکل و معضل حساب نشد. اصولا کسانی که سالم هستند و معلول می شوند برایشان معضل و مشکل بزرگی هست اما برای امثال من که از اول در این شرایط بوده ایم معضل نیست.

همیشه می گفتم هر چه دوست نداشتم خدا به من داد و بعد به جایی رسیدم که مثلا نقاشی را اصلا دوست نمی داشتم، یا اصلا تنیس را دوست نداشتم ولی در هر دو محور پیشرفت داشتم.

مقام هایی که کسب کرده اید را می توانید بیان کنید؟

در ۲۰۱۱ اولین مقام جهانی را در چین کسب کردم، که دوم تیمی بود. ۲۰۱۵ به اردن رفتیم و ۲۰۱۶ هم در اندونزی مقام اول را اوردم. ۲۰۱۷ هم به کره رفتم که دو مقام سومی آوردم و بعد از آن به چین رفتم، که سوم شدیم ولی به خاطر قوانین جهانی که در صورت برگزاری مسابقات با حضور چهار تیم به دو تیم فقط جایزه می دهند، جایزه نگرفتیم؛ الان بیش از یک ماه است که از چین برگشتم.

سطح رقبای جهانی مسلماً بالاتر از ما هست، علت را در چه می بینید؟

اصولا تنیس چین و کره در بین مسابقات زیادی که در جهان برگزار می شود ممکن است دو تا را شرکت نکنند، ولی ما در کل ممکن است دو تا مسابقه را در سال به زور برویم و جالبتر اینکه مثل بنده، از چین که برگشتم دیگر نتوانستم تمرین بکنم و بیشتر درگیر مسائل حاشیه ای زندگی و مالی بودم.

 

مشکلات مالی چه تاثیری در روند فعالیت حرفه ای شما گذاشته است؟

اصولا درگیر همین مشکل هستم، باور کنید برای گرفتن کمک مالی و جذب اسپانسر بارها و بارها به کارخانه ها مراجعه می کردم که حداقل پول رفت و برگشتم جور شود، در حالی که باید همه توان من خرج تمرین شود، متاسفانه خرج پیدا کردن پول برای رفتن به مسابقات می شد.

هزینه رفت و برگشتم را البته بعضی وقت ها به عنوان مثال آقای صفدری پرداخت می کنند. ولی اتفاق افتاده با دیگر افراد و شرکت ها که به اسم اسپانسر بنر زده اند و یا رویه راکت را خریده اند ولی بعد پولش را از خودم گرفته اند.

 

به نظرتان مسئولین چه کمک موثری می توانند به موفقیت بیشتر ورزشکارانی چون شما کمک کنند؟

با این شرایطی که وجود دارد می توانم بگویم مسئولین ما به شدت دچار اشتباه هستند؛ در جلسه ای با حضور احمدی نژاد به ایشان گفتم به جای اینکه مثلا برای قهرمانی المپیک ۲۰۰ سکه جایزه قرار بدهی، برای قهرمانی ایران هزینه درست و حسابی بکن که رقابت در ایران جدی شود تا برای رسیدن به مسابقات خارجی مهره های بزرگی را ارائه دهیم.

باور می کنید بعد از بازگشت از چین، هیچ کس به فرودگاه برای استقبال نیامد؟ و من تنها با گرفتن تاکسی به منزل امدم. اینطور برخورد با من موجب تضعیف روحیه ام نیز می شود.

مشکلات خود شما در این مسیر چه بوده است؟

مشکلات من همه اش مالی هست، همه توان من باید خرج تمرین در این سالن ها و رفتن به مسابقات مختلف استانی و کشوری بشود تا ورزشکار ضعیفی برای میدان های جهانی نباشم، ولی الان به خاطر مشکلات مالی حتی در زندگی شخصی ام نیز به مشکل خورده ام چه برسد به مسائل ورزشی و قهرمانی در جهان…

حتی وعده های جایزه های قهرمانی هم گاهی محقق نمی شد، مثل مسابقات اردن که مقام داشتیم و بعداً متوجه شدیم آن وعده هایی که داده شده بود هیچ کدام عملی نمی شود.

در ادامه قرار است چگونه کار حرفه ای را ادامه دهید؟

به این نتیجه رسیده ام که مغازه ای که پدرم به من داده بود را به ساندویچی تبدیل کنم و به زندگی ام برسم، و تنیس را رها می کنم، وقتی برای من چیزی ندارد و زندگی مرا دچار مشکلات جدی کرده است، مجبورم کنار بگذارم.

بعد چند سال زندگی مشترک نیز تازه با سختی زیاد توانستم خانه ای قدیمی را در اردکان بخرم تا بتوانم کمی به زندگی ام سامان دهم. حتی قبلا چند ماهی در یک کارخانه کار کردم، و باز هم البته به دنبال کار در کارخانه های کاشی رفته ام.

برای جذب به تیم های دیگر غیر از میبد هم پیشنهاد داشتید؟

پیشنهاداتی بوده، مثلا پیشنهادی مبنی بر اینکه با قراردای خوب به قطر بروم. که به خاطر اطمینان نداشتن به وعده ها و افراد واسطه جواب مثبت نداده ام، البته محورهای دیگر هم هست که فعلا زیاد جدی نشده است.

انتظار شما از مسئولین چیست؟

من هیچ نیازی به تشویق و حمایت گفتاری از مسئولین ندارم، نیاز به حمایت مالی دارم و مسابقه رفتن و کسب مقام جهانی نیاز به حمایت درست مالی دارد. امروزه که دچار مشکلات هستم می بینم عمری را بیهوده صرف پینگ پنگ کرده ام و هیچ چیز ندارم، اگر از همان اول دنبال کار اقتصادی رفته بودم امروز در جایگاه بهتری بودم، نه اینکه مجبور شوم دسته گل هایی که برای قهرمانی آورده بودند را به گل فروشی ببرم و بفروشم!

دو تن از شاگردانم امروزه در مسابقات جوانان جهان و در انتخابی اردوی تیم ملی پذیرفته شده اند و از خودشان هم که بپرسید موفقیت خود را بی ربط به من نمی دانند. ولی امروز با داشتن زندگی متاهلی و این همه مشکل باید راکت را ببوسم و کنار بگذارم، و فقط برای دست گرمی و تمرین به سالن تنیس می آیم.

 

سخن پایانی؟

برای همه ارزوی خوشبختی دارم، و حرفم این است که اگر می خواهند مهدی معصومی قله هایی را فتح کند که در ظاهر دست نایافتنی هستند، باید از او پشتیبانی کنند، وگرنه با این راهی که می رویم به هیچ کجا نمی رسیم و من هم دنبال زندگی خودم می روم.

با تشکر از شما