میبد در رشته انسانی بسیار بهتر از تجربی و ریاضی نتیجه گرفته اما حتی یک مدرسه تخصصی در این رشته ندارد/ از تغییر رشتهام اصلا پشیمان نیستم
برخی می گویند اگر سند ۲۰۳۰ جا بیفتد و دیگر شهرستان ها هم مثل تهران شوند بهتر است، به نظرم خیر، اینطور نیست و این ماجرا را بدتر میکند و به نوعی پاک کردن صورت مساله است.
شاید او در میبد رکورددار باشد. رکوردی که خیلی از دانشآموزان شهر آرزویشان است. رتبه ۱۰ علوم انسانی در آزمون سراسری. او علیرغم علاقه به رشته انسانی در دبیرستان رشته ریاضی را انتخاب کرد اما پس از مدتی متوجه عدمعلاقهاش به این رشته شد و با جسارت تمام تصمیم گرفت از علاقهاش بیشتر از این دور نشود. به همین خاطر یکسال مانده به کنکور تغییر رشته داد و در همین رشته کنکور داد و آن موفقیت بزرگ را در کنکور پارسال از آن خود کرد. به سراغ او رفتیم تا ببینیم او الان در چه حالی است؟ از او درباره ظلم سیستماتیکی که به علوم انسانی میشود بپرسیم و از عدم بازگشت نخبگان و همچنین فضای دوگانهای که برای دانشآموز میبدی که حالا دانشجوی یکی از دانشگاههای پایتخت شده، صحبت کنیم و تجربهاش را بدینوسیله در اختیار دانشآموزان کنکوری و البته مسئولین قرار دهیم.
خودتان را معرفی کنید؟
علیرضا رضایی متولد سال ۱۳۷۷ از محله شهیدیه و اکنون دانشجوی حقوق دانشگاه تهران هستم. سال اول دبستان در مدرسه سلمان و بعد از آن به مدرسه میرمحمدی رفتم. مقطع راهنمایی را در مدرسه شاهد باهنر، و دبیرستان را در تیزهوشان رحیمی فر و پیش دانشگاهی را در مولوی خواندم.
چرا مدرسهتان را تغییر دادید؟
به خاطر اینکه میخواستم تغییر رشته بدهم. تا سال سوم دبیرستان در رشته ریاضی تحصیل میکردم اما بعدا رشته انسانی را انتخاب کردم و به همین خاطر به مدرسه مولوی رفتم. در مدرسه رحیمی فر به خاطر دوستان و آشنایی با آنجا، ریاضی خواندم. البته علاقه به انسانی در من وجود داشت و به نوعی منتظر تشکیل این رشته در رحیمی فر بودیم، که این اتفاق نیفتاد و بعد از چند سال به خودم جرات دادم و تغییر رشته دادم و به آموزشگاه مولوی آمدم.
در مدرسه رحیمیفر، سال دوم شرایط درسی خوبی داشتم ولی سال سوم به هر دلیلی افت کردم. علاقه و انگیزه ای هم برای کنکور ریاضی نداشتم. با تفکر و بررسی خودم به این نتیجه رسیدم که انسانی را انتخاب کنم، اولش پدرم با تغییر رشته من مخالف بود اما بعد از یک هفته با دلایلی که من آوردم ایشان هم دیگر مخالفت خاصی نداشتند.

همان اول به اعتبار اینکه مدرسه رحیمی فر شاید انسانی بیاورد رفتید؟
متاسفانه در میبد حداقل ما بچهها پیش زمینه فکری برای انتخاب رشته نداشتیم. ممکن است زیاد هم تقصیر آموزش پرورش نباشد و به نوعی نظام آموزشی ما مشکل داشته باشد. متاسفانه با مشاوره ای که بسیار ضعف داشت و حق انتخابی که مساعد نبود، به هر حال انتخاب ما اینگونه رقم خورد، ولی بعداً فهمیدم که به درد این رشته نمی خورم و به رشته انسانی آمدم.
احساس نمی کنید در بزنگاه انتخاب رشته در سن حدود ۱۶ سالگی، در یکی دو هفته نمی توان انتخاب مناسب داشت؟
دقیقا. سیستم انتخاب رشته و نظام آموزشی ما بسیار مشکل دارد و شکی در آن نیست، عرف جامعه ما هم اشتباهات زیادی در این زمینه دارد. مثلا در نگاه مردم جامعه، رشته ریاضی و تجربی برای نخبه هاست و انسانی برای ضعیفترها؛ در حالی که شهرستان میبد در رشته انسانی بسیار بهتر از تجربی و ریاضی نتیجه گرفته است. فشار خانواده ها در این موارد بسیار بد است. مثلا شما ببینید از صدها هزار داوطلب رشته تجربی چند نفرشان پزشک می شوند؟ خیلی خیلی کم! بقیه چه می شوند؟ مجبورند به رشته های غیرمرتبط بروند. عرف جامعه ما هم در کنار آموزش پرورش مقصر هستند.
به نظرت نگاه سیستماتیک آموزش پرورش در تزریق این نگاه مخصوصا در سیستم مشاوره چقدر در شکلگیری این پدیده و عرفی که شما از آن سخن گفتید، موثر است؟
این درست است و متاسفانه مشاورهای خوبی نداریم، به عنوان مثال یکی از اقوام من در مشاوره به خاطر درس خوب به تجربی گرایش داده شد در حالی که اصلا موفق نبود ولی یکی دیگر از اقوام، با مشاوره به سمت انسانی رفت و رتبه خوبی در انسانی آورد. مشاوره خیلی مهم است و تاثیر به سزایی دارد.
از آن طرف برخلاف رشتههای ریاضی و تجربی، مدرسه تخصصی ویژه رشته انسانی نه در میبد و نه در اردکان اصلا وجود ندارد، فقط یک مدرسه در یزد وجود دارد درحالیکه این همه دانشآموز رشته انسانی داریم و خیلی از آنها دانشآموزان بسیار بااستعدادی هستند. ولی مثلا در تهران و در یک مدرسه مثل مدرسه نیکان، از شش نفر برترین رتبههای علوم انسانی کشور چهار نفر در این مدرسه بوده اند. یعنی کار موثر کرده اند و نتیجه هم گرفته اند.
ولی به عنوان مثال و نمونه کوچک ان در میبد، مدرسه معارف که هدف آن تربیت و پرورش دانش آموزان به دو صورت دو بعدی حوزه و دانشگاه است، در حال حاضر از اصل و هدف خود دور شده و در خلاف سال های گذشته شاهد خروجی خوبی از این مدرسه نیستیم، که از عمده دلایل آن میتوان به عدم وجود دانش آموزان غنی برخلاف گذشته، عدم قدرت جذب دانشجویان، عدم تخصص در مورد ایجاد آمادگی برای کنکور در دانش آموزان توسط مدرسه و شاید ضعف مدیریت در این مدرسه باشد.
از فرایندی که طی کردیدی راضی هستید؟
از انتخاب رشته انسانی اصلا پشیمان نیستم، انتخاب رشته دانشگاهی نیز تا حالا هنوز راضی هستم. خیلی خوب است که در مورد رشته انسانی سرمایه گذاری مناسبی صورت گیرد.
بهتر از شما در رتبه انسانی در میبد در طول این سالها داشته ایم؟
تا انجا که اطلاع دارم خیر، تقریبا بهترین رتبه انسانی میبد بوده است.
چطور شد حقوق را انتخاب کردید؟
پیش زمینه مناسبی برای شناخت حقوق در دبیرستان نداشتیم ولی این رشته را دوست داشتم در حالی که اشنایی نداشتم، تاریخ و اقتصاد را دوست داشتم، از آینده هم اطلاعی نداشتم، سردرگمی در انتخاب رشته نداشتم، به راحتی حقوق را انتخاب کردم.
چرا دانشگاه تهران را انتخاب کردید؟
بین دانشگاه تهران و بهشتی از لحاظ علمی تفاوتی نیست، ولی به خاطر مرکزیت دانشگاه تهران و در مجموع نگاه بهتری که نسبت به آن از دانشگاه های دیگر داشتم، آن را انتخاب کردم. پدرم هم البته در همین دانشگاه مدیریت بازگانی خوانده بود.

سال اول چطور گذشت؟
ترم اول به هر حال به خاطر غریب بودن و تازه رفتن، کمی سخت گذشت، در اوایل هم دو هفته ای یکبار به میبد می آمدم اما در ادامه و مخصوصا ترم دوم بسیار راحت تر بودم و حتی تا دو ماه یکبار به میبد می آمدم. از لحاظ درسی هم البته سخت بود.
یکی از دغدغه های دانشجویان شهرستانی در تهران تغییر ناگهانی بسیاری از هنجارهاست، مثلا تا ۱۸ سالگی در کنار خانواده و جوی بومی و عرفی، ولی ناگهانی به جوی وارد می شود که مختلط و بسیار متفاوت است، نظر شما چیست؟
این حرف البته در حدود ۱۵ سال گذشته شاید بیشتر بوده است و امروزه کمی به خاطر فضای مجازی و دیگر مسائل عادی تر شده است. فضای انجا البته زیاد برای من غیر منتظره نبود چون به هر حال اوصاف ان را شنیده بودم و گاهی هم به تهران رفته بودم. البته در رشته حقوق وضعیت اخلاقی دانشکده ما نسبت به برخی دانشکدههای دیگر مثل ادبیات و هنرهای زیبا خیلی بهتر است اما به هر حال این فضا تاثیر خود را بر جا میگذارد.
اتفاق افتاده بود که حاشیه هایی از این سنخ، برای همکلاسی های شما پیش بیاید؟
در اتاقمان شاهد بودم که هم اتاقی من به خاطر این مسائل به مشکلات و حاشیه های بدی خورده بود. میگویند این تاثیرات بیشتر در دانشجویان دختر و همچنین دانشجویان رشتههای پزشکی دیده میشود.
از نظر شما برای رفع این معضلات باید چه کار کنیم؟
برخی می گویند اگر سند ۲۰۳۰ جا بیفتد و دیگر شهرستان ها هم مثل تهران شوند بهتر است، به نظرم خیر، اینطور نیست و این ماجرا را بدتر میکند و به نوعی پاک کردن صورت مساله است. شخصا به این موضوع خیلی فکر کردم اما نتیجه خاصی به ذهنم نرسیده است.
یکی از معضلاتی که شهرستان را تهدید می کند بحث مهاجرت نخبهها از شهر است، نظرتان چیست؟
من هنوز البته فکری برای رفتن از میبد ندارم، ولی متاسفانه مشکلی که در میبد وجود دارد، عدم توجه به نخبههای شهر می باشد، به نوعی نخبه گزینی نیست و بچه های نخبه مورد توجه نیستند و یک نخبه هم حق دارد به شهر بزرگ و موقعیت بهتر فکر کند. نمی دانم مشکل از کجاست، مسئولین شهر هم برای آینده زیاد برنامه ای ندارند و یا اینطور حس می شود.
البته در سطح کشور هم این مشکل را داریم. شما ملاحظه میکنید که به دلیل توجه دولت به پزشکان ما فرار نخبگان در این حوزه نداریم اما در رشتههای فنی و تاحدی در رشته انسانی کاملا این موضوع به چشم میخورد چون آنان دورنمایی برای آینده خود نمیبینند.
برای اینده چه برنامه ای داری؟
خودم فعلا به وکالت علاقه دارم.
چه توصیه ای به بچه های انسانی که می خواهند انتخاب رشته کنند دارید؟
توصیه من، یکی دنبال کردن علاقهشان است و دوم هم اینکه خودشان را در بند استخدام و بورسیه نکنند. کسانی که می توانند رشته های بهتری بروند، خودشان را در بند مسائل مادی گیر نیندازند. رشته ای انتخاب کنند که حرفی برای زدن داشته باشند و در آینده مفید باشند.
سوال اخر و سوال کلی اینکه هدف تو از زندگی چیست؟
سوال سخت که نه اما سوال غیر منتظره ای کردید. فکر میکنم یکی اینکه زندگی آرامی داشته باشم و آدم بدی نباشم و شر نرسانم و حداقل کاری که می توان برای جامعه ام انجام دهم و موثر باشم.
با تشکر و آروزی موفقت روزافزون برای شما
ممنون و متشکرم

ریاضی چند زدن