حتی با احداث یک کارخانه کاشی جدید دیگر در میبد اکیدا مخالفم

گفتگو با دکتر بیژن مقصودلو

  • این روزها صحبت از معضلات متعدد ناشی از استقرار بیش از حد صنایع آلاینده در دشت یزد-اردکان، افکار عمومی مردم استان یزد و خصوصا شهرستان میبد را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. یکی از معضلات بسیار جدی این گونه صنایع که متاسفانه در حد شایسته دغدغه مردم و مسئولان نبوده است، موضوع تبعات خطرناک زیست محیطی ناشی از توسعه نامتوازن صنایع آلاینده است. برای شناخت دقیق و همه‌جانبه این معضل به سراغ یکی از اساتید دانشگاه که تخصصش مدیریت، برنامه‌ریزی و ارزیابی محیط زیست است رفتیم. دکتر بیژن مقصودلو –عضو هیئت علمی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی و رئیس سابق دانشگاه آزاد اسلامی میبد- در این باره به سوالات ما پاسخ‌های جالبی داده است. او اصالتا گرگانی است اما ۱۵ سال است که به جهت عضویت در هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی میبد در این منطقه سکونت دارد.  متن کامل گفتگوی یک ساعته میبدما با دکتر مقصودلو را ملاحظه می‌فرمایید:

untitled_2

*از اینکه وقتتان را در اختیار ما قراردادید ممنونم. مدت طولانی است که بحث آلودگی دشت یزد-اردکان مطرح بین مردم و مسئولین مطرح است، اگر امکان دارد درباره نوع و میزان این آلودگی توضیح دهید؟

مطالبی که من عرض می‌کنم مربوط به حیطه تخصصی محیط زیست است و از این زاویه به این صنایع نگاه می‌کنم. ما در یک اکوسیستم کویری زندگی می‌کنیم این اکوسیستم کویری، اکوسیستمی‌ با ظرفیت بُرد زیست محیطی بسیار محدود، شکننده، حساس و آسیب پذیر نسبت به بارگذاری است. متاسفانه استقرار بیش از حد صنایع آلاینده در این منطقه از یک طرف و جانمایی اشتباه این صنایع از طرف دیگر دست به دست هم داده تا ما در این منطقه علاوه بر اینکه در بعضی از روزهای سال شاهد اینورژن یا وارونگی جوی هستیم در کنار آن ما شاهد بالاتر از حد رفتن آلاینده‌های خروجی از این صنایع در مقایسه با استانداردهای زیست محیطی هستیم. متأسفانه برای استقرار صنایع کاشی و سرامیک در این منطقه مطالعات تخصصی لازم صورت نگرفته چرا که در طرح پایه آمایش سرزمینی استان، ملاحظات زیست محیطی از توجه لازم برخوردار نبوده و این مسئله در زمینه کاشی و سرامیک خیلی بارز و جدی است چرا که هیچ گونه توان سنجی یا ارزیابی توان اکولوژیکی و اقتصادی اجتماعی برای استقرار این گونه صنایع در این منطقه به عمل نیامده است.

مبحث بسیار مهمی‌ در زمینه تخصصی محیط زیست به نام «ارزیابی اثرات تجمعی زیست محیطی» وجود دارد. وقتی صنایع در یک منطقه متمرکز می‌شوند اثرات هم افزایانه ای نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند و لازم است یک پروژه تخصصی مطالعاتی تحت عنوان ارزیابی اثرات تجمعی زیست محیطی در این منطقه صورت بگیرد. وقتی شما چند منبع آلاینده نقطه ای کوچک مثل چند کارخانه کاشی و سرامیک باظرفیت تولید کم داشته باشید، اگر بخواهند در یک زمان فعال باشند اثرات تجمعی آن می‌تواند به مراتب از یک مجتمع فولاد بیشتر باشد، چون آنها به صورت تصاعدی اثرات هم افزایی دارند ولی اگر بصورت منحصر به فرد کار شود و یک واحد کارخانه فولاد و یک کارخانه کاشی فعال باشد مسلما دامنه و شدت آلایندگی در کارخانه فولاد خیلی بیشتر است. چیزی که در محور یزد اردکان می‌بینیم تراکم صنایع است و کلونی صنایع باعث شده آلایندگی بیش از ظرفیت تحمل زیست محیطی در منطقه باشد.

کار دیگری که باید در عرصه کلان سیاستگزاری توسط وزارت صنعت معدن و تجارت و سازمان صنعت معدن و تجارت استان یزد صورت بگیرد، بحث ارزیابی زیست محیطی استراتژیک در دو بعد «فضایی» و «بخشی» است. بنظر می‌رسد که در رابطه با صنایع کاشی و سرامیک منطقه هم باید ارزیابی زیست محیطی استراتژیک در سطح فضایی برای این منطقه، انجام بشود و هم به صورت بخشی، ویژه صنعت صورت گیرد. متأسفانه هیچ کدام از این دو ارزیابی انجام نشده است.

*باتوجه به اینکه در میبد صنعت غالب، کاشی و سرامیک است، آیا شما مطالعاتی داشتید که از میان کل آلاینده‌ها چه بخشی از آن به صنایع موجود در میبد بازمی‌گردد و چنانچه الان توسعه صنایع کاشی و سرامیک را متوقف کنیم چه بخشی از این آلاینده مرتفع خواهد شد؟

اگر در واقع شما بخواهید صرفا برای میبد اقداماتی را انجام دهید، بار آلودگی از وضعیتی که وجود دارد کمتر خواهد شد ولی درمان قطعی نیست و تا یک عزم جدی در سطح استان وجود نداشته باشد شما نمی‌توانید در بعد محلی، در رابطه با صنایع، تصمیماتی با اثربخشی ایده آل اتخاذ کنید. یعنی میبد نمی‌تواند صرفاً برای خودش تمهیداتی را با این امید که دیگر شاهد این پدیده‌ها و اثرات نباشد، اتخاذ کند. باید از جانب مقامات عالی استان یک استراتژی جدی برای این کار در نظر گرفته شود. در سطح استان باید استراتژی جامع برای مدیریت منابع آلاینده آب و خاک، مدیریت منابع آلاینده هوا، مدیریت منابع آلاینده صوت، مدیریت منابع مخرب زیستگاه‌ها و اکوسیستم‌ها صورت بگیرد و هرکدام از دستگاههای اجرایی باید ملزم بشوند که یک سری فعالیت‌هایی در راستای این برنامه‌های راهبردی انجام دهند.

*اگر مجوز دیگری برای راه اندازی کارخانه کاشی در میبد صادر نشود و همین شرکت در شهرستانهای مجاور راه اندازی شود، آیا بازهم تغییری نخواهیم داشت؟

پاسخ به سوال شما مستلزم یک مطالعه تخصصی است بدین جهت که در واقع برحسب اینکه این صنایع را کجا ببرند، جهت باد چگونه باشد، شدت مسیر انتشار آلاینده به چه سمتی باشد، موضوع، متفاوت می‌شود؛ چرا که در میبد از جهات مختلف باد می‌وزد. از طرفی بادهای کویری که در ایامی‌از سال می‌وزد و هم اکنون(خرداد) در بدترین موقعیت قرار داریم. اگر بشکل عام در مورد آن بحث کنیم بدون اینکه مطالعه فنی لازم صورت بپذیرد می‌توان گفت که در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از حجم آلایندگی فعلی منطقه کاسته خواهد شد. اما اگر از بنده پاسخ دقیق بخواهید باید مسیر و بستر را فراهم کنید تا یک پروژه مدلسازی (Modeling) انتشار آلاینده‌های ناشی از آن صنایع کاشی و سرامیک میبد به عمل بیاید براساس آن مدل و پهنه بندی‌هایی که انجام می‌شود به شما گفته خواهد شد که در یک منطقه خاص اگر صنایع را کمتر مستقر کنیم کمترین اثرات تخریبی را برای میبد خواهیم داشت.

*در شرایط فعلی آیا میبد ظرفیت تولید صنایع کاشی و سرامیک را دارد؟

به هیچ عنوان. کاملا این موضوع را رد می‌کنم. ما باید سعی کنیم که عملکرد زیست محیطی کارخانجات فعلی را ارتقا دهیم و همچنین صنایع را به استانداردها و موازین زیست محیطی نزدیکتر کنیم. مسلما باید استانداردها را به شکل سختگیرانه تری اجرا کنیم و راهکار آن هم از طریق پایش آنلاین صنایع است که در دستور برنامه پنجم توسعه اقتصادی و فرهنگی کشور هم است و همین طور توسعه هسته‌های HSE در هر کارخانه می‌باشد. ما فارغ التحصیلان محیط زیست در منطقه زیاد داریم که جویای کار هستند و همه آنها می‌توانند جذب این کارخانه‌ها شوند اما متأسفانه درحال حاضر عمده کارخانه‌های منطقه فاقد بخش Hse، بهداشت و محیط زیست هستند و کارخانه‌ها به کارگیری این افراد را هزینه می‌بینند در صورتی که وجود این افراد باعث ارتقای کارایی و عملکرد کارخانه می‌شود و توجیه پذیری اقتصادی بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت.

*همانطور که اطلاع دارید منطقه ویژه کاشی و سرامیک مجددا تصویب شده و با این اوصاف متأسفانه به نظر می‌رسد یک منطقه صنعتی دیگری خواهیم داشت؛ تبعات این نوع تصمیم گیری‌ها چیست؟

شاید کسانی که قصد سرمایه گذاری دارند از صحبت من خرسند نباشند اما بنده به عنوان متخصص محیط زیست حتی با احداث یک کارخانه کاشی جدید در میبد اکیدا مخالف هستم به هیچ عنوان ظرفیت لازم وجود ندارد.

0077

*توصیه شما به سرمایه‌گذارانی که قصد راه اندازی کارخانه کاشی دارند، چه چیز است؟ اگر صنایع کاشی و سرامیک راه اندازی نشود، چه صنعتی را می‌توانند جایگزین کاشی و سرامیک کنند؟

پیشنهاد من این است که اولا باید مطالعات مکان یابی و لحاظ کردن موقعیت زیست محیطی و مطالعات برنامه ریزی استراتژیک بخشی صورت بگیرد. ابتدا باید امکان سنجی زیست محیطی بکنند. امکان سنجی زیست محیطی به ما نشان خواهد داد که باید صنایعی مثل صنایع سبک، متوسط، صنایع مونتاژ، قطعات مونتاژ کامپیوتر -که در این منطقه خیلی خوب جوابگو است- صنایع نانو، صنایع ‌های‌تک را در این مناطق مستقر کنیم. این منطقه به هیچ عنوان مناسب برای بارگذاری‌های صنایع سنگین نیست. متاسفانه زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که بعضی از پروژه‌هایی که در استان به تصویب می‌رسد به هیچ وجه مناسب برای بارگذاری از جنبه زیست محیطی نیست. در رابطه با منطقه ویژه اقتصادی میبد که در حال حاضر مجوز آن اخیرا گرفته شده پیشنهاد من این است که ابتدا اجازه داده شود بستری فراهم شود که مطالعات امکان سنجی زیست محیطی صورت گیرد و براساس طبقه بندی «ISIC» (طبقه بندی بین المللی واحدهای صنعتی) و ضوابط «مکان‌یابی و استقرار صنایع سازمان حفاظت محیط زیست»، صنایع را اولویت بندی کنند.

*بعضا مسائلی مطرح می‌شود که برخی شرکت‌های کاشی میبد شبها فیلترهای هوا را خاموش می‌کنند. اگر امکان دارد در خصوص چنین حرکتی توضیح بفرمائید.

این صنایع برای کنترل آلودگی‌های لحظه ای و دائمی‌خودشان باید از یک سری فیلترهایی استفاده کنند که خروجی آن مثلا اکسیدهای ازت(Nox)، هیدروکربن‌های نسوخته(HC)، دی اکسید گوگرد، مونوکسید کربن، ذرات معلق، دود(Fume)، گردو غبار(Dust) و همه آلاینده‌ها را به حد استاندارد برساند. روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد. برای مثال روش‌هایی مثل فیلتر الکترواستاتیک وجود دارد و یا بعضی کارخانه‌ها از سیستم FTP استفاده می‌کنند یا برخی اسکرابر یا سیکلون دارند که البته هزینه راه اندازی آن، گزاف است و نگه داری و بهره برداری از آنها هم مستلزم استهلاک این سیستم‌ها است و متاسفانه برخی کارخانجات و صنایع سعی می‌کنند برای اینکه از صرف هزینه‌ها جلوگیری شود و یا اینکه نرخ استهلاک سیستم‌های کنترل آلایندگی را کم کنند در ساعاتی از شب که امکان دید کمتری وجود دارد دستگاهها را تا صبح روز بعد خاموش ‌کنند. مطابق با قوانین، مقررات و ضوابطی که وجود دارد این کار تخلف است و در برنامه پنج ساله پنجم هم برای این گونه اقدامات مجازات‌هایی پیش بینی شده است. برحسب این مواد قانونی در درجه اول به آنها اخطار داده می‌شود و بعداز چند مورد اخطار اگر رعایت نشد مراحل دیگری تا مرحله پلمب کارخانه به پیش می‌رود و سازمان حفاظت محیط زیست اختیار دارد که برخورد کند. به لحاظ قوانین و مقررات، قوانین بازدارندگی بسیار خوبی را داریم ولی بعضی مواقع به جهت جایگاه یک صنعت در استان ممکن است تعارفاتی صورت بگیرد و ملاحظاتی در نظر گرفته شود و این قوانین بازدارنده اجراء نشود.

*برای جایگزینی صنایع سنگین و آلاینده معمولا می‌گویند باید به سمت صنایع پاک و سبز رفت. آیا صنایع سبز و پاک با یکدیگر تفاوتی دارند؟ این صنایع پاک چه خصوصیاتی دارد؟

صنایع سبز یا پاک صنایعی هستند که فرایند تولید آنها سازگار با محیط زیست است و آسیبها و ضایعات خط تولید، پایین و راندمان بالا در تولید دارند. مصرف منابع و مصارف مواد خام آنها حداقل است. منابعی که استفاده می‌کنند کمتر از طبیعت گرفته می‌شود و خروجی‌های آنها، خروجی‌هایی است که کمترین صدمه را به طببعت می‌زند. چرخه‌های بازیابی آنها، چرخه‌های کاملی از زمان تولید، جمع آوری، حمل و نقل، دفع، دفن بهداشتی و پروسه بازیابی استفاده مجدد است. یعنی در آنها سازوکارهایی فراهم می‌شود و به کمک مکانیسم‌هایی در واقع آلاینده‌هایی که تولید می‌شود دومرتبه وارد چرخه تولید می‌شود و به عنوان مثال آبی که در خط تولید استفاده می‌شود چندین بار حتی ۹ بار در چرخه استفاده می‌شود و وقتی به طبیعت تخلیه می‌شود که دیگر هیچ گونه استفاده صنعتی ندارد ولی صنایعی که در این زمینه قرار می‌گیرند نمی‌توانیم بگوییم از تیپ صنعتی خاصی هستند؛ یعنی نمی‌توان گفت صنعت خاصی، سبز است. همان صنعت با داشتن فناوری سبز و رویکرد محیط زیست و در پروسه ای که انتخاب می‌شود، یک فرایند پاک محسوب می‌شود.

*با توجه به اقلیم میبد و محیط زیست که حاکم است شما چه صنایعی را پیشنهاد می‌کنید؟ اینکه سرمایه گذار میبدی سرمایه خود را به چه سمتی سوق دهد؟

من صنایعی را توصیه می‌کنم که نیاز حداقلی به مصرف منابع آب و خاک داشته باشد و خروجی به هوا نداشته باشد؛ باید در درجه اول به سمت صنایعی رفت که High Tech است. در درجه دوم صنایع نانو در این منطقه خیلی خوب جواب می‌دهد، سوم صنایع سبک بخصوص صنایع مونتاژ قطعات کامپیوتر، مونتاژ CPU، مونتاژ قطعات مختلف راداری، عرصه‌های مختلف مکانیزاسیون، ماشین آلات و صنایعی که در حد مونتاژ و تولید قطعات اولیه مورد نیاز صنایع دیگر کشور باشد.

*شما چه دورنمایی از روند رو به رشد صنایع آلاینده در شهرکهای صنعتی دارید؟

در حال حاضر ۹ کلانشهر در کشورمان جزء شهرهای آلاینده کشور محسوب می‌شوند و متأسفانه در این لیست استان یزد در جایگاه دهم در حال قرار گرفتن است و این واقعه برای این استان ناگوار است که چنین شاخص منفی را به خودش اختصاص خواهد داد؛ یعنی در واقع این استان جزء لیست سیاه (Black list) سازمان حفاظت محیط زیست کشور و در شرایط بحرانی قرار می‌گیرد. متأسفانه به لحاظ زیست محیطی من آینده خوبی برای استان یزد پیش بینی نمی‌کنم مگر اینکه رویکرد بارگذاری‌ها در آن تجدیدنظر شود.

262

*برخی اعتقاد دارند که انتهای خط آلودگی یزد و میبد، مانند دیگر کلان شهرها مثل تهران خواهد شد و هر کاری آنها الان می‌کنند ما هم خواهیم کرد. شما چه پاسخی نسبت به چنین دیدگاهی دارید؟

اولا مسائل زیست محیطی مسائلی است که هم اثرات تخریبی کوتاه مدت و هم بلندمدت را برجای می‌گذارد. متأسفانه نرخ ابتلا به سرطان در استان یزد بالا است و اگر به موضوع آلاینده ها توجه نکنیم این موضوع به شکل مضاعفی تشدید خواهد شد چرا که بسیاری از سرطان‌ها منشأ محیطی دارند و لذا اهالی محترم میبد نمی‌توانند مسئله بیماری سرطان را دست کم بگیرند چرا که در این صورت نسل‌های آینده به طور جدی تهدید خواهند شد و کودکی ممکن است همراه با بیماری سرطان متولد شود و این چیزی نیست که بتوان از آن به سادگی گذشت.

ثانیا مشکلات مربوط به آلودگی هوا، مشکلاتی است که به چرخه مصرف انسان برمی‌گردد؛ وقتی منابع آب و خاک آلوده شود از طریق زنجیره غذایی منتقل می‌شود و غذایی که مصرف می‌کنیم آلوده است. لذا در یزد زمان گذشته نسبت طول عمر بسیار بیشتری بوده و چقدر پتانسیل کاری و سلامت وجود داشته و متأسفانه هرچه زمان به پیش رفته مردم دردمندتر شدند. اگر به مطب‌های پزشکی مراجعه کنید متوجه می‌شوید که چقدر از مردم یزد دردمند هستند و مشکلات جسمی‌ آنها مربوط به سرماخوردگی نیست که سریع برطرف شود.

به نظرم می‌رسد که اگر مردم و مسوولین جدی تر فکر کنند به مسائلی که شهرهای بزرگ به آنها دچار شدند، دیرتر در این شهر صنعتی به آن دچار شویم. مسائل اجتماعی خیلی زیادی در شهرهای بزرگ در جریان است که متأسفانه میبد نیز به دلیل مهاجرت پذیری در سالهای اخیر و جذب کارگران صنایع دچار همین مشکل شده و تضاد فرهنگ‌ها از بعد اجتماعی مشکلاتی را ایجاد کرده است. این بر مسائل روانی و ترافیکی نیز تأثیر گذاشته است.  مسائل زیست محیطی در کلیه زیرساخت‌ها و المان‌های رفاهی و سلامتی مردم تأثیرگذار است و چیزی نیست که از آن گذشت و یا درواقع در کنار آن جاخالی داد.

*چنین شرایطی چه تأثیر بر اقلیم استان می‌گذارد؟

در ابعاد منطقه ای و محلی می‌تواند «اقلیم خرد» ایجاد کند. با توجه به اینکه در شرایط طبیعی توربولانس دمایی در طبیعت وجود دارد با بروز آلایندگی‌های بیش از حد، ما شاهد بروز جزائر حرارتی خواهیم بود. الان وارونگی دما طی روزهایی از سال در منطقه وجود دارد تکرار و تعدد این روزها می‌تواند براقلیم، کشاورزی، و زیرساخت‌های منطقه تأثیر بگذارد.

*آیا حجم زیاد این آلایندگی‌ها در کاهش حجم بارندگی‌ها هم تاثیر می‌گذارد؟ باتوجه به اینکه در گذشته بارندگی‌های زیادی در میبد روی می‌داده و در حال حاضر این بارندگی‌ها به مراتب کمتر شده است.

اگر همین سهل انگاری‌هایی که در میبد صورت می‌گیرد در بقیه سکونتگاههای استان صورت بگیرد به شکل کلان این اتفاق می‌افتد. مسائل زیست محیطی ظرفیت اثرگذاری خیلی جدی روی پدیده‌های جوی دارند اما شدت و دامنه این اثرات به میزان تجمع آلاینده‌ها در دشت یزد-اردکان برمی‌گردد.

*در میبد شاهد پدیده‌ای به نام «زباله سوزی عمده» در منطقه کاشف آباد بارجین هستیم که آلودگی خیلی شدیدی ایجاد کرده است. از لحاظ زیست محیطی این نوع از آلودگی‌ها چه تأثیری بر محیط زیست دارد؟

وظیفه جمع آوری و امحای پسماندهای شهری بر عهده شهرداری‌ها است. معمولا در مراکز دفن زباله شاهد خودسوزی زباله‌ها هستیم و دلیل آن هم آزاد شدن گاز متان است که در فرایند تخمیر اتفاق می‌افتد. مسلما متان یکی از گازهای گلخانه‌ای به شمار می‌رود و از گازهای مخرب لایه ازن است و شدیداً منطقه را تحت تأثیر منفی خودش قرار می‌دهد و موجب تنزل شدید کیفیت هوا می‌شود و کیفیت هوا را به سمت خطرناک هدایت می‌کند. وقتی صنایع آلاینده دیگری ناشی از تجمع صنایع آلاینده داشته باشیم این عامل می‌تواند آلودگی و خطر تصاعدی را ایجاد کند و مشکلات آلودگی هوای منطقه را مضاعف کند. مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که متأسفانه دفن پسماند نه تنها در میبد بلکه در دیگر مناطق استان یزد بهداشتی نیست و مشکلاتی در رابطه با دفن وجود دارد و لازم است که اولا سایت Land Fill طراحی مهندسی شود و سیستم مدیریت را داشته باشد و مطابق با عملیات فنی و مهندسی مربوطه کار لایه گذاری لایه‌ها انجام شود و برای خروج گازها و فرایند دودگازی که وجود دارد باید طرح ریزی لازم صورت بگیرد. متأسفانه چون چنین بخشی برای شهرداری‌ها بارمالی به همراه دارد و کمتر در دیدرس مردم است و خیلی برای آنان ملموس نیست جزء اولویت‌های کاری قرار نگرفته است!

*چه مواد آلاینده‌ای که از دودکارخانه‌ها خارج می‌شود، برای سلامتی انسان مضر است و باید از آن جلوگیری شود؟

اساساً تعریف آلایندگی چیست؟ آلایندگی در حیطه تخصصی محیط زیست به شرایطی گفته می‌شود که غلظت و نحوه پراکنش یک ماده آلاینده در طبیعت یا منابع پذیرنده محیطی به گونه‌ای باشد که خارج از ظرفیت و توان زیست محیطی اکوسیستم باشد؛ یعنی طبیعت نتواند با آن مقابله کند و غلظت آن پارامتر بیش از توان خودپالایی طبیعت باشد. در صنایع منطقه شاهد NOX، SOX، CO، هیدروکربن‌های نسوخته و سیلیکات زیرکونیم هستیم.

*در پایان اگر صحبتی دارید بفرمائید.

یک استدعا از مسوولین بزرگوار و سختکوش استان یزد دارم و این است که درکنار توجه به ضرورت توسعه اقتتصادی، اجتماعی، فرهنگی، صنعتی و غیره حداقل به همین اندازه باید به ملاحظات زیست محیطی هم توجه شود. کشورهای توسعه یافته براساس حرف توسعه نیافتند. توسعه وقتی توسعه پایدار و همه جانبه است که همه مولفه‌ها را همزمان بایکدیگر به پیش ببرد. در غیر این صورت توسعه، یک بعدی خواهد بود و ما شاهد اثرات و پیامدهای تخریبی آن در ابعاد دیگر خواهیم بود وقتی توسعه را می‌توانیم برای استان یزد، یک توسعه پایدار بنامیم و فرایند پایداری توسعه را برای استان یزد عملیاتی بدانیم و آن را محقق کنیم که مقوله محیط زیست نه تنها کمرنگ تر از سایر مقوله‌های تصمیم سازی و سیاست‌گزاری نباشد، بلکه باید مهم تر از آنها باشد. در شرایط فعلی باید انتظار داشته باشیم که محیط زیست حداقل هم‌وزن بقیه ملاحظات باشد. متأسفانه در طی سالهای گذشته وزن ملاحظات زیست محیطی در عرصه کلان تصمیم سازی و سیاست‌گزاری استان یزد کمرنگ بوده است. خواهش من این است که اگر قرارنیست مقدّم شدن مقوله محیط زیست اتفاق نیافتد حداقل هم وزن دیگر ابعاد باشد. چرا که مردم استان یزد که از هیچ همه چیز می‌سازند، مستحق بهترین زندگی، بالاترین سطح رفاه و نرخ بهره وری از این مواهب خدادادی هستند و حق آنها این است که محیط زیست آنها که یک ودیعه خدادادی است حداقل به همان کیفیتی که به آنها رسیده بتواند به نسل‌های آینده منتقل شود.