نیما دو سال است که سالروز ازدواج خود با سارا را در گوشه ای از ندامتگاه جشن می گیرد و یاد خاطرات شیرین خود با معشوقه اش می افتد! شب مراسم عقد، مهریه ۱۲۰ سکه ای و جمله اطرافیان که چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته است را به یاد می آورد و در پایان به یاد برگه های احضاریه دادگاه می افتد که سارا در دوران عقد طی ارائه دادخواست مطالبه مهریه و نفقه، اقامه کرده بود و او در تقابل با آن، دادخواست تقسیط مهریه و الزام به تمکین ارائه داده بود. دادخواست تمکین وی به دلیل عدم پرداخت مهریه به قرار عدم استماع منتهی و دادخواست تقسیط هم با پرداخت هر چهار ماه یک سکه بهار آزادی به نفع وی ختم به خیر شده بود، اما پس از تعطیل شدن کارخانهی محل کار و عدم توانایی پرداخت این سکه های بهار آزادی، برای او چیزی جز حبس و گرفتار شدن در بند ندامتگاه در پی نداشت!
آری این داستان نمونههای مشابه فراوان دارد که کموبیش خبر آن از گوشه و کنار این شهر به گوش میرسد و مبنای آن نیز قوانین جاری کشور هست که مردم اصولاً اطلاع چندانی از آن ندارند.
بهموجب ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی «بهمجرد وقوع عقد نکاح، زوجه مالک کل مهر میشود و میتواند هرگونه دخل و تصرفی در آن بنماید» ازاینرو زوجه نهتنها میتواند فردای روز عقد ازدواج کل مهر خود را مطالبه نماید بلکه بهموجب قانون مدنی می¬تواند تا زمان وصول کل مهریه خود، از حق دیگری بانام حق حبس استفاده نماید و انجام وظایف زناشویی خود ازجمله زندگی مشترک را منوط به پرداخت کل مهر نماید. درواقع زوجه میتواند به استناد حق حبس و تا پایان ادای کل مهریه هرچند تقسیط شده باشد و هرچند سالیان سال این اقساط ادامه داشته باشد، از تمکین و آغاز زندگی مشترک خودداری نماید. در این راستا حقوق زوجه به اینجا ختم نمیشود و میتواند در این دوران از شوهر مطالبه نفقه نیز بنماید. البته همه این آثار و استفاده (یا بعضاً سوءاستفاده) از این حقوق که قانونگذار برای زوجه در نظر گرفته است مربوط به زمانی است که مهریه بهصورت عندالمطالبه شرط شده باشد؛ همانگونه که عمدتاً در عرف جامعه به این صورت است. درواقع بسیاری از اوقات مشکلات و اختلافات حقوقی پیرامون مهریه ناشی از این است که طرفین عقد ازدواج، خواسته یا ناخواسته مهریه خود را بهصورت عندالمطالبه در قرارداد ازدواج شرط کردهاند.
درعینحال بهسادگی میتوان مهریه را بهصورت عندالاستطاعه شرط نمود به این معنی که زوجه میپذیرد زمانی مهریه خود را مطالبه نماید که شوهر وی توانایی و استطاعت مالی مبنی بر پرداخت آن را داشته باشد و تا قبل از آن قانوناً حق مطالبه آن را نداشته باشد.
بر این اساس همانگونه که شوهر از روی مهر و محبت خود مهریه را بر ذمه میگیرد، زوجه هم متقابلاً مِهر او را پاسخ میدهد و مطالبه مهریه خود را منوط به توانایی مالی شوهر میکند و از او این تلویحاً اعلام میکند که مهریه خود را ابزاری برای سوءاستفاده احتمالی در آینده قرار نخواهد داد.
بنابراین مطالبه مهریه میتواند به دو صورت عندالمطالبه و عندالاسطاعه شرط شود. در صورت اول به همراه مالکیت کل مهر، حقوق دیگری همچون حق حبس برای زوجه ایجاد میشود و بعضاً استفاده نا بهجا از این حقوق، تیشهای بر نهال خانواده خواهد بود که بهسادگی قابل اصلاح نخواهد بود. ازاینرو میتوان برای جلوگیری از این مشکلات از شرط دوم استفاده کرد.
در این صورت اگرچه زوجه مالک مهرشده و شوهر مدیون پرداخت آن است اما توافق بر این است تا، زمانی زوجه این حق قانونی خود را مطالبه نماید که شوهر توانایی پرداخت آن را دارد.
البته اگر کل مهریه بهصورت عندالاستطاعه شرط شود ممکن است اسباب سوءاستفاده زوج شود و هیچگاه هیچ تلاشی جهت ادای آن نداشته باشد لذا راه میانه این است که بخش اندکی از مهریه بهصورت عندالمطالبه و مابقی آن بهصورت عندالاسطاعه شرط شود تا حقوق زن و شوهر به نحو مطلوبتر حفظ و آرامش هر دو طرف به نحوی تأمین شود.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰