وصیت نامه ای دیگر را از شهدای میبد، می خوانیم تا با یادشان، روحمان شاد شود…
اینک، شما و وصیت نامه محمد حسن کارگر شورکی:
بسم ا . . . الرحمن الرحیم
بنام ا . . . پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ( امام خمینی ) و رزمندگان دلیر و جان بر کف اسلام که جان و مال خود را در راه اسلام فدا می کنند و با سلام و درود به خانواده هائی که فرزندانشان در راه حق و حقیقت و برای پابرجاماندن اسلام روانه جبهه می نمایند و علی وار بر کفر شتافته و پرچم لا اله الا ا . . . برافراشته اند و با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری نمودند براستی که این شیرمردان که در خون خود غلتیدند و با خون خود بر صفحه روزگار استقلال و آزادی آفریدند و زیر بار هیچ ظالمی نرفتند و الان در بستر پرطراوت خون و آزادگی هشتمین بهار آزادی هستیم بهاری که لاله هایش از خون سیراب گشتند و پرستوها با پر و بال زنان با بانگ ا . . . و اکبر نغمه سرائی می کنند.
و اینک وصیتنامه خود را شروع می کنم: پدر و مادر عزیزم از اینکه شما توانستید فرزند ناقابل خود را فدای اسلام کنید خوشحال باشید و امیدوارم وقتی که پیکر غرقه به خون مرا دیدید ناراحت نشوید و ای برادران باایمانم وصیت من به شما این است که جای مرا در جبهه خالی نگذارید و حداقل سالی یک دفعه هم شده به جبهه بیائید و وصیت من به تو ای خواهرم این است که حجاب خود را حفظ کنید که سیاهی چادر شما از خون من کوبنده تر است. پدر و مادر و برادرها و خواهرانم از شما می خواهم از تمام همسایه ها و دوستان و خویشان طلب حلالیت بکنید.
مورخ: ۴/۱۰/۱۳۶۵
امضاء: عباس کارگر

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰