اثر زیبای طراح میبدی درباره ۱۷۵ غواص شهید +دانلود
آن موقع را نمیدانم چه میگفتند و در فکر چه چیزی و چه کسی چشم بستند وقتی با بال بسته پرواز کردند
آمدنشان را میفهمم اما؛
۱۷۵ شهید متخصص قربانی جاسوسی اطلاعات اکنون آمده اند تا بگویند:
- محمدصادق آب پیکر
آن موقع را نمیدانم چه میگفتند و در فکر چه چیزی و چه کسی چشم بستند وقتی با بال بسته پرواز کردند
آمدنشان را میفهمم اما؛
۱۷۵ شهید متخصص قربانی جاسوسی اطلاعات اکنون آمده اند تا بگویند:
#ما-اجازه-نمیدهیم !
برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید


زیبا و کامل….
مثل همیشه
احسنت
با سلام وبسیار زیبا
سلام
بسیار زیبا و پرمعنی
احسنت التماس دعا
سلام
ای کاش بجای عدد انگلیسی در متن کار از نماد عددی فارسی استفاده شده بود
با تشکر
عالی بود سلام بر شهیدان و ساپورت پوشان با غیرت
قصیده “ره گشایان”
دست بسته ، ره گشوده مرامان خوش آمدید – دریادلان به کشور طوفان خوش آمدید
قایق نشستگان به امواج به سمت رود – پاروزنان ز عمق دل و جان ، خوش آمدید
گرداب طی نموده و فارغ زبیم موج – آرام دلان به ظاهر پریشان خوش آمدید
نام آوران عرصه دریا و رود وموج – رفته شناکنان به سوی شهیدان خوش آمدید
مردی ز ذرّه ذرّه جسم شما عیان – نام شماست به تارک ایوان خوش آمدید
امواج همه مقهور مستی وجنون شما – لیلی خجل به پیش شمایان خوش آمدید
ای پر گشوده سوی سماوات ، زعمق خاک – عالی ترین تکامل انسان ، خوش آمدید
ای بارش شهامت دریا ، رود ، زلال ترین- بر سرزمین سبزه و باران، خوش آمدید
ای تازه کرده قصّه ی عشق در دیار نور – واگوترین حکایت شیران ، خوش آمدید
در بحر پر صدف و پر زدر ، شنا کنان – ای پر شده ز لؤلؤ و مرجان خوش آمدید
دارد افق هنوز نشان شما را به وقت صبح – از داغتان نموده چاک گریبان خوش آمدید
ساحل هنوز نگاه غریبش به سمت رود – امواج آرمیده ی طوفان ، خوش آمدید
ای خواندنی ترین غزل به کتاب حماسه ها – در کربلای چهارسروده ایمان خوش آمدید
ای گفتنی ترین حکایت مجنون به هر زمان- لیلی خجل به پیش شمایان خوش آمدید
ای دلنواز ترانه ی دریا زعمق عشق – آواز تان رسیده به کیوان خوش آمدید
گلهای خفته ی باغ پر از بهاره ی ما – چون سر زدید گشته بهاران خوش آمدید
ای سرو های فرو رفته ریشه در زمین – راست قامتان چو نخل گلستان خوش آمدید
هر یک زخیل شما پر حماسه اید وخروش – زنده دوباره اید و خروشان خوش آمدید
ای قصّه های درد زمان شعله های خشم – قصّه هنوز نرفته به پایان خوش آمدید
در فصل بی کبوتری ما دوباره پر زده اید – پرواز و اوج را دوباره نمایان خوش آمدید
زیباترین فصول کتاب ، اوّلین آن – رفتیم همه دوباره بهاران ، خوش آمدید
ما مانده برسر عهد یم در بیشه، استوار – هست برقرار دفتر و پیمان خوش آمدید
دست های بسته تان بگشودست گره گره – کردید به شب مسیر، فروزان خوش آمدید
دستهایتان اگر چه ببسته ست سپاه شب – گشته ست کلید فتح رفیقان خوش آمدید