آقای ولایتی ای کاش همان وقت که در مناظره یکی بهتون گفت ” اطلاعاتتون واقعی نیست و اگر بقیه اطلاعاتتون هم مثل این هاست واویلااااا! ” میگفتید اینها نظر شخصیتان هست نه الان که غبارها فرونشست و هم آقای لاریجانی بر کذب بودن ادعاتون صحه گذاشت
این تصاویر مربوط به چهارشنبه هفته گذشته در مسیر یزد-میبد خط سنتو محدوده ی ورودی شهرک مهرآباد می باشد که خوشبختانه در واژگونی اتوموبیل، سرنشینان خودرو دچارجراحت وخیمی نشدند.
آنچه امروز آنرا ساپورت می نامیم ادامه همین «تن نمایی» است و عجیب است که دخترکان ایرانی، زیبایی را در تن نمایی جستجو کنند چراکه در هیچ کجای تاریخ این سرزمین حتی پیش از اسلام، «تن» محل ارجاع نگاه و زیبایی نبوده است بلکه تلاش هنرمندان در زیبانمایی پوشش بوده
نخ تسبیحی بین همه این رسانه ها وجود داشته باشد و مقداری تقسیم کار شود/ کمتر رسانه ای موفق به مانور خوب بر روی معضل آب در استان یزد شد/ اگر توسعه صنعتی اتفاق نمی افتاد همین الان شاید شما درباره معضل بیکاری از من پاسخ می خواستید
علاقمندان می توانند جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر، همه روزه از ساعت ۱۸ الی ۲۳ به دفتر روابط عمومی بسیج مهندسین میبد واقع در ابتدای خیابان فیروزآباد، مرکز فرهنگی عقیق مراجعه و یا با شماره های ۰۹۱۳۳۵۵۴۵۰۱- ۰۹۱۳۲۵۷۲۷۸۶ تماس حاصل نمایند.
هاشمی: در مورد حزب الله که شیعه و بخش عمده ملت لبنان است اینها قابل دفاع بوده هستند. به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم . وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، اینگونه مسائل قابل تحمل است!
خطیب جمعه میبد، با اشاره به پیگیری ها در خصوص تخصیص ردیف بودجه در تامین آب استان گفت: برای خط دوم انتقال آب و انتقال آب از خلیج فارس ردیف بودجه پیش بینی شده اما با این بودجه در شرایط فعلی انجام این کار سالیان سال طول می کشد.
امام جمعه میبد با ابراز تاسف نسبت به عملیاتی نشدن مصوبات سال قبل از آنان خواست تا تحقق کامل این وعده ها آنها را پیگیری کنند. همچنین ایشان از مدیران رسانه ها خواست از میان خودشان چند نفر را انتخاب کنند تا پل ارتباطی رسانه ها با امام جمعه و مسئولان شهرستان باشند.
در این دیدار که روسای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش میبد و همچنین معاون فرماندار شهرستان و نیز مشاور فرهنگی امام جمعه حضور داشتند در ابتدا چند تن از اصحاب رسانه، نقطه نظرات خود را با آیت الله اعرافی در میان گذاشتند.
قرار شد دوستم سوسن؛ که مورد تایید بابا بودچند ساعتی برای رفع اشکال و مرور درسها بیاد خونمون. یه ساعتی نگذشته بود که بابایی در اتاق رو زد. مهسا دخترم! چایی و کیک آوردم بیام تووو؟ سوسن خودشو جمع و جور کرد. گفتم بفرمایید… در اتاق باز شد