تاریخ: 23:44 :: 1392/05/03
روایتی دسته اول از ارتباط شهید صدوقی با فدائیان اسلام

آیت الله سید علی اکبر قرشی درباره روابط صمیمانه و بسیار نزدیک شهید صدوقی و شهید عبدالحسین واحدی می گوید: از خاطرات آن زمان كه به ياد دارم اين است كه مرحوم سيد عبدالحسين واحدي، دومين عضو موثر فدائيان از شاگردان مرحوم آيه الله شهيد صدوقي بود و در درس رسائل ايشان شركت مي كرد و در كنار آن شهيد مي نشست .

دهم رمضان هرسال یادآور یکی دیگر از پلیدی های منافقین وطن فروش است که در آن روز دست خود را به خون پیرمردی کهنسال که جانانه مقابل افکار و اعمال آنان ایستاده بود آلودند. شهید آیت الله شیخ محمد صدوقی، سومین شهید محراب و پدر مهربان مردمان شریف و خونگرم یزد که امام راحل(ره) درباره ایشان فرمودند: “اینجانب، دوستى عزیز که بیش از سى سال با او آشنا و روحیات عظیمش را از نزدیک درک کردم از دست دادم، و اسلام خدمتگزارى متعهد را، و ایران فقیهى فداکار، و استان یزد سرپرستى دانشمند را از دست داد…” یکی از روحانیون فوق العاده با بصیرت و شجاع دوران حساس انقلاب اسلامی محسوب می شود. آنچه در ادامه می آید روایتی است دسته اول از یکی از جلوه های بارز و افتخارانگیز بصیرت این شهید سعید.

شهید عبدالحسین واحدی، بعد از نواب صفوی، مهمترین عضو جمعیت فدائیان اسلام بود. واحدی در سال ۱۳۲۵ ه.ش احمد کسروی را به خاطر الحاد و کفر و به راه انداختن مراسم سوزاندن قرآن و سایر کتب ادعیه در اول دی ماه هرسال که وی آن را با نام “روز بهروز” نامیده بود، به قتل رساند. پس از آن واحدی به نجف اشرف گریخت و در آنجا با نواب صفوی آشنا شد. واحدی در تمام فعالیتهای فدائیان اسلام مانند ترور رزم آرا و حسین علاء، مشارکت مستقیم داشت، و سخنرانیهای بسیاری علیه ظلم حکومت پهلوی در شهرهای مختلف ایراد فرمود. سرانجام وی در اهواز دستگیر شد و هنگامی که او را به دفتر فرماندار نظامی بردند و با بختیار روبه رو کردند، بختیار به او فحش رکیکی داد و او آن فحش را عینا به بختیار بازگرداند. بختیار بلافاصله دست به کلت کمری خود برد و کلت را از جا کلتی در آورد با شلیک یک گلوله به مغز سید عبدالحسین واحدی او را به شهادت رساند.

شهید واحدی در یکی از سخنرانی های تاریخی خود در سال ۱۳۲۹ در میان جمعیت انبوهی از اقشار مختلف مردم تهران که در مسجد شاه سابق جمع شده بودند، دولتهای شوروی، انگلیس و آمریکا را به خاطر مداخله در امور ایران به شدت محکوم نمود و گفت: «اکثریت نمایندگان مجلس، نماینده واقعی این ملت نیستند; و شاه حق اعمال نفوذ در مجلس را ندارد و دولت رزم آرا دولت فرمایشی شاه، و غاصب است; و مردم ایران دولتی می خواهند که احکام اسلام را اجرا کند. وی در پایان سخنرانی پرشور و هیجان انگیز خود، تهدید نمود که اگر رزم آرا-نخست وزیر وقت- تا سه روز دیگر از دولت کنار نرود، او را کنار خواهند زد.» گفتنی است رزم آرا کسی بود که مخالفت سرسختانه ای با ملی شدن صنعت نفت ایران داشت و در این زمینه جمله معروفی هم به این مضمون در مجلس شورای ملی ایراد کرد که ایرانیها عرضه ساختن یک لولهنگ(آفتابه گلی) هم ندارند.

شهید بزرگوار، حضرت آیت الله صدوقی همواره به عنوان یکی از حامیان جدی و پروپاقرص فدائیان اسلام شناخته می شد. به گونه ای که خانه اش در شهر قم پناهگاه آنان بود. در سال ۱۳۳۰ (ه.ش) وقتی سید عبدالحسین واحدی، تحت تعقیب قرار گرفت، آیت الله صدوقی او را در خانه اش پنهان کرد. ماموران شاه به منزل او ریختند، ولی بعد از ناکامی از پیدا کردن واحدی، با عذرخواهی از آنجا خارج شدند.

آیت الله سید علی اکبر قرشی درباره روابط صمیمانه و بسیار نزدیک شهید صدوقی و شهید عبدالحسین واحدی می گوید: “از خاطرات آن زمان که به یاد دارم این است که مرحوم سید عبدالحسین واحدی، دومین عضو موثر فدائیان از شاگردان مرحوم آیه الله شهید صدوقی بود و در درس رسائل ایشان شرکت می کرد و در کنار آن شهید می نشست . مرحوم واحدی با حضرت آیه الله صدوقی بسیار نزدیک و خصوصی بود. بارها دیدم که دو نفری با یکدیگر گفتگو می کنند. بعد متوجه شدم که فدائیان راجع به مسائل سیاسی و فعالیتهای خود با آن مرحوم مشورت می کنند و از ایشان راهنمایی می گیرند. مرحوم واحدی نیز سیدی بزرگوار و بسیار محجوب بود و عمامه کوچکی بر سر می گذاشت.”

بی گمان، حمایت این گونه بی پروای شهید صدوقی از فدائیان اسلام، حکایتگر شدت بصیرت، شجاعت و دلیری ایشان بود. چرا که در آن مقطع، بسیاری از مراجع و علمای طراز اول حاضر نبودند که از فدائیان اسلام حمایت کنند. به طوری که مرجع عالیقدر آن زمان از این جوانان پرشور و حق طلب پشتیبانی ننمود و این عدم حمایت منجر به اعدام دسته جمعه اینان توسط شاه ملعون گردید. اما همان زمان حضرت امام خمینی برای آزادی فداییان اسلام به شدت به آب و آتش زدند و البته بخاطر سکوت مرگبار بسیاری از علما و خواص بسیار ناراحت و غضبناک بودند.

شهید صدوقی در مصاحبه ای عبارات جالبی در این باره فرموده اند: “هرکسی که صلاحیّت مرجعیّت ندارد و لواعلی مرتبه از علم هم داشته باشد. ما فعلاً مرجعی لازم داریم که این مرجع روز باشد، زنده باشد، نظیر امام باشد، مبارز باشد مجاهد باشد، ذکرگو نمی‏خواهیم! نماز جماعت‏خوان نمی‏خواهیم. مرجع جامع می‏خواهیم که بتواند برود دهان شیر و درآید…”

یاد و خاطره شیخ الشهداء، حضرت آیت الله صدوقی گرامی باد

پاسخی بگذارید