داستانک: نصیحت پیرمرد

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!

باتشکر از: داود شکوهی


نوشتن دیدگاه

جستجو

اشتراک در سایت

فید مطالب سایت فید قسمت نظرات

برای اطلاع از به روز رسانی ایمیل خود را وارد کنید .

آموزش خبرنگاری

پایگاه خبری مرحوم یحیی زاده

پایگاه خبری نارین نیوز

پایگاه خبری برج نیوز

پایگاه خبری میبد خبر

بیمارستان میبد

پدیده کارگستر

تمام حقوق این سایت برای © 2017 شبکه مجازی میبدما. محفوظ است.
طرح و میزبانی آرمان پردازان کویر